
دلیل عقلی بر قاعده لاضرر
موضوعات این درس: * حکم مستقل عقل بر قاعده لاضرر * حکایی بودن ادله شرعی قاعده لاضرر * ثمرات عقلائی دانستن قاعده لاضرر
دلیل عقلی بر قاعده لاضرر
3سؤال:...؟
جواب:بله؟ نه دیگر اگر عقلاء ساکت باشند از مجرای این قاعده یعنی در تشخیص ضرر ساکت هستند دیگر ما نمیتوانیم تمسک به قاعده بکنیم .فرض اجرای قاعده در صورتی است که موضوع برای قاعده مُحرز بشود وقتی که ما شک در موضوع کنیم تمسک به آن در شبهۀ مصداقیه میشود آن وقت آن نمیشود.
بنابراین آیاتی که در اینجا آمدند ذکر کردند آیۀ…لاٰ تُضَارَّ وٰالِدَةٌ بِوَلَدِهٰا وَ لاٰ مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ… ﴿البقرة، ٢٣٣﴾ و یا آیۀ ...وَ لاٰ تُضآرُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ… ﴿الطلاق، ٦﴾ و امثال ذلک که تمام این آیات اینها دلالت تعلیلی دارد ولی مهمتر از این آیات، آیاتی است که به مَفاد قاعدۀ لاضرر است … وَ مٰا رَبُّكَ بِظَلاّٰمٍ لِلْعَبِيدِ ﴿فصلت، ٤٦﴾ چون گفتیم از نقطۀ نظر مصداقی بین ظلم و بین ضرر تفاوتی وجودندارد کانّه آن شخصی که دارد تعدی میکند به حق غیر، دارد ضرری به او میزند و تعدی به حق غیر از این نظر ظلم است که تعدی به حقوق و شئون او این از لوازم وجودی خود زید است لذا تعدی به حقوق، تعدی به خود زید تلقی میشود و تعدی به خود زید ظلم است پس بنابراین تعدی به آن لوازم هم آن چیست؟ آن هم ظلم است
سؤال: ...؟
جواب: بله؟ کجای این آیه دلالت میکند؟
سؤال:...؟
جواب: … وَ مٰا رَبُّكَ بِظَلاّٰمٍ لِلْعَبِيدِ ﴿فصلت، ٤٦﴾ یعنی چه؟ یعنی فرض کنید که من باب مثال شارع یک بندهای را از باب بیان عدم حکم اخذ نکند، این همین است دیگر، در باب فقدان دلیل اگر بندهای آمد آن دلیل را اتیان نکرد، آن عبادت را اتیان نکرد، شارع نمیتواند این بنده را اخذ به عدم اتیان بکند، این… وَ مٰا رَبُّكَ بِظَلاّٰمٍ لِلْعَبِيدِ ﴿فصلت، ٤٦﴾ است. اگر یک شخصی در مقام ناتوانی نتوانست آن عبادت و تکلیف را انجام بدهد و اتیان آن تکلیف از آن بنده متعذر بود عقاب در اینجا ظلم است … وَ مٰا رَبُّكَ بِظَلاّٰمٍ لِلْعَبِيدِ ﴿فصلت، ٤٦﴾ اگر یک بندهای آمد و یک عملی را انجام داد، بر طبق آن عمل این مقدار ثواب باید مترتب باشد، شارع این ثواب را مترتب نکرد، این ظلم است … وَ مٰا رَبُّكَ بِظَلاّٰمٍ لِلْعَبِيدِ ﴿فصلت، ٤٦﴾
