
دلیل عقلی بر قاعده لاضرر
موضوعات این درس: * حکم مستقل عقل بر قاعده لاضرر * حکایی بودن ادله شرعی قاعده لاضرر * ثمرات عقلائی دانستن قاعده لاضرر
دلیل عقلی بر قاعده لاضرر
2تلمیذ: آیا عرف بیانی در قاعدۀ لا حَرج ندارد؟
استاد: البتّه قاعدۀ لا حرج هم تا حدودی اینگونه است، امّا صحبت در موارد آن است که این موارد را شارع تعمیم داده یا تضییق کرده است؛ مثلاً قاعدۀ مَن أتلَف، بهنحو کلّی حکم عرف عقلاء است، اما قاعدۀ «الطّلاقُ بیَدِ مَن أخذ بالسّاق»1 یک قاعدۀ شرعی است که عرف، یکچنین قاعدهای را بیان نمیکند؛ ولی بسیاری از قواعد شرعیّه، از بناء عقلائیّه ناشی میشود که ملاکات این قواعد در بناءهای عقلاء وجود دارد و بعد شارع این قاعده را تعمیم داده یا تضییق کرده است. شاید بتوان گفت که تنها قاعده یا از أندر قواعدی که قطعاً عقل مستقلاًّ حکم به ثبوت آن قاعده میکند همین قاعدۀ لا ضرر است.
حکایی بودن ادلّۀ شرعی قاعدۀ لا ضرر
وقتی که ما این را به لحاظ قبح ظلم و اینکه در ضرر ظلم است، از مستقلاّت عقلیّه گرفتیم، از این نقطهنظر میتوانیم بگوییم که لسان شارع در قاعدۀ لا ضرر حکایی است، نه لسان جعلی. البتّه اصل ضرر ظلم است و لسان آیات و روایات هم دالّ بر حرمت ظلم است2 و بحث ظلم و ضررِ نوعی یا ضرر شخصی بعداً میآید.
ثمرات عقلائی دانستن قاعدۀ لا ضرر
این مطلب بعداً در آنجایی که میخواهیم معیار برای توسعه و تضییق در مجاری این قاعده را بگوییم، بسیار بهدرد ما میخورد. آیا در توسعه و تضییق این قاعده میتوانیم به اختبار عقلائیّه تمسّک کنیم یا باید دنبال ملاکات شرعیّه برویم؟ و در مواردی که ملاکات شرعیّه در تشخیص ضرر و مجرای این قاعده وجود ندارد باید به چه چیزی تمسّک کنیم؟ این مطلب در آنجا بهدرد میخورد و به عبارت دیگر، از باب براعت استهلال باید عرض کنیم که وقتی این قاعده ثبوتاً جزء مستقلاّت عقلیّه بود، تحدید در توسعه و تضییق آن هم بر عهدۀ عقل است.
در مواردی که عقلاء در آن موارد، ضرر را تشخیص میدهند باید این قاعده را اجرا کرد. همچنین در مواردی که عقلاء تشخیص نمیدهند، بلکه شارع تشخیص میدهد، از باب نقصان حکم عقل در موارد جزئیّه که بیان شارع، این خلل را کشف میکند، در آنجا هم باید براساس این قاعده حکم کرد. همچنین در مواردی هم که شارع به مقتضای بناء عقلائیّه ساکت است باید به این قاعده تمسّک کرد. بنابراین ما در اثبات این قاعده هیچگونه نیازی به ادلّۀ شرعیّه از نقطهنظر فهم عرفی از آیات و روایات نداریم، بلکه صرف دلیل ما برای اثبات این قاعده بناء عقلائیّه است و این مطلب را تمام میکند.
- عوالی اللّئالی، ج ١، ص ٢٣٤؛ سنن الدّار قطنی، ج ٤، ص ٢٤ و ٢٥، با قدری اختلاف؛ المعجم الکبیر، طبرانی، ج ١١، ص ٢٣٩، با قدری اختلاف.
- رجوع شود به الکافی، ج ٢، ص ٣٣٠ ـ ٣٣٥، باب الظّلم.
