اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۷

0
قواعد فقهیه
جلسات

مفاد الفاظ «ضرر» و «ضرار» (2)

نسخه عربی

جلسه ۱۷

9
  • سؤال: اینکه عملاً در هر ثانیه دارد با نفسش و با شیطان مبارزه می‌کند، هر ثانیه‌ای انسان دارد معامله می‌کند، می‌شود حرفه دیگر.

  • جواب: ببینید حرفه به کسی می‌گویند که از نقطۀ نظر ظاهر...، آخر خود حرفه، به معنای یکی از عناوین عرفی است، کسی که بیاید اینکار را بکند، نمی‌گویند حرفه‌اش این است، حرفه یکی از اموری است که در دنیا متداول است، صنعت و کتابت و خیاطت و امثال ذلک، به این می‌گویند حرفه، اما ...، من باب مثال نان خور، می‌گویند آقا شما چند تا نان خور داری؟ می‌گوید بنده چهار تا دارم، یک دو سه چهار، می‌گوید مگر خودت نمی‌خوری؟ می‌گوید خودم که حساب نیست، مگر شما نان نمی‌خوری؟ نان خور به که می‌گویند؟ به عائله می‌گویند، آدم خودش را که جزو عائله نمی‌شود به حساب بیاورد. حرفه و به طور کلی اینها از چیزهایی است که عناوینی عرفی است، یعنی عرف برای این، حدود تعیین می‌کند، این حرفه به مسائل ظاهری می‌گویند، کتابت و خیاطت و صنعت و علم و غیره، اینها را می‌گویند حرفه، این را می‌گویند صنعت، این را می‌گویند محنه و امثال ذلک. اما اینکه انسان بیاید با نفس خودش این کار را بکند به این حرفه نمی‌گویند، بله، این کار را انجام می‌دهد، انجام دادن یک مطلب است اما اینکه استعمال عرفی حرفه بر این است این یک مطلب دیگری است مگر اینکه از باب عنایت بگوئیم، مجازاً ممکن است بگوئیم این حرفه است، اشکال ندارد، این یک.

  • ثانیاً: شما در مورد اینکه شخص می‌رود در مورد مقاتله ان اللَه اشتری من المؤمنین اموالهم و انفسهم، در آنجا چه می‌گوئید؟ آنجا هم یک دفعه رفته جنگ و در آن موقع شهید شده، تمام شده رفته، این ربح تجارت در اینجا صدق می‌کند یا نمی‌کند؟

  • سؤال: خب همین شخص از اول عمرش تا پنجاه سال مبارزه کرده

  • جواب: نه، اصلاً مبارزه هم نکند، هیچ هم مبارزه نمی‌کند، یک موردی هست مانند حر بن یزید ریاحی، همه‌اش می‌خورد و می‌خوابد و برای خودش راه می‌رود، یک عاشورایی پیش می‌آید و در آنجا این تجارت را برای خودش می‌خرد، یک کسی هست یک عمری فلان است، فضل بن عیاض است یک دفعه انقلاب پیدا می‌کند، این همه افراد هستند که اینها اصلاً غافلند از اینکه بهشتی هست، جهنمی هست، یک مرتبه زیر و رو می‌شوند، مسألۀ تجارت، مسألۀ استمرار نیست، تجارت یعنی معامله کردن، یعنی هیچ فرقی با بایع ندارد، منتهی حالا عرض می‌کنم در اینجا چیست؟ مادۀ اشتقاق همانطوری که در این جهاد هست و این حرفها، آن مادۀ اشتقاق فرق می‌کند...