جلسه ۲۰
8این تا اینجا راجع به مسأله که ما لاضرر را در اینجا به معنای رفع حکم ضرری می دانیم، حالا، آیا این رفع حکم ضرری تسبیب به جبران هم هست و تسبیب یعنی موجب جعل رفع حکم ضرری هم هست یا نه این انشاء اللَه برای فردا یا پس فردا یا روزهای آینده. چون راجع به فقرۀ دوم هم بحث می کنیم بعد وقتی تمام شد بحثمان را می آوریم راجع به اینکه تسبیب به رفع حکم ضرری هم هست در اینجا یا نیست.
پس بنابراین ما حصل مفاد لاضرر در اینجا این شد که ضرر به معنای منقصت است. طبق بیان گذشته، به معنای منقصت و ضیق و حرج است. بر فرض هم که به معنای اضرار باشد و ضرار دلالت بر تاکید کند یا ضرر متقابل، در اینجا باز حکم رفته روی ماهیت مرغوبٌ عنهای لدی العقل و شارع بر این اساس این ماهیت را نفی کرده ، این نفی به احکام خودش به لسان نفی است، این نفی در مورد خطابات به لسان نهی است یعنی لازمۀ این نفی همان نهی است منتهی به دلالت اشدّ. به معنای اصلاً رفع موضوع ضرر که در اسلام اصلاً ضرری وجود ندارد تا اینکه بخواهد شارع از آن نهی بکند یا نه. اصلاً دیگر ضرری در اینجا تحقق ندارد.
سؤال: اگر یک میت را نشود غسلش داد، بخواهند تیمم بکنند چه جوری تیمم می کنند آقا؟
جواب: مثل همان دیگر، غسل چطور می کنند؟
سؤال: ...
جواب: خب کاری ندارد اصلاً دست میت نمی خواهد چون تیمم حکم تکلیفی است به مرده اصلاً تعلق نمی گیرد، در اینجا فقط دست خودش را بعنوان نیابت بر می دارد به سرش می زند و به روی دست آنها هم می کشد و تمام می شود.
سؤال : دو بار باید باشد؟
جواب: بله دو بار باید باشد.
سؤال:خود انسان هم همین طور؟
جواب: انسان هم همین جور

