اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد و بررسی نظریۀ شیخ الشریعه (1)

نسخه عربی

جلسه ۲۱

3
  • بگیر و ببند و امانش مده***به دست من پهلوانش مده
  • همه چیز از بین می رود. خب این جنبۀ تحریمی چه کاری را در اینجا انجام داد؟ عملی را انجام نمی دهد و نفعی در اینجا ندارد.

  • بنا بر این به مقتضای حکم و موضوع که موضوع ضرار و مورد این ضرار مسائل اجتماعی و ارتباط بین مسلمین هست به این تناسب حکم اوّلی و لایتغیری که هر عقل سلیمی در مواجهۀ با إلغاء این قاعده می یابد مسائل اجرایی و قضایی است که پشت این قاعده پنهان است. حتی اگر چنانچه شارع هم این قاعده را بیان نمی کرد، عقل حاکم بود بر اینکه ظلم قبیح است و ضرر قبیح است و ضرر به غیر این مستوجب عقاب است و موجب تدارک است چه برسد به این که ما در اینجا دلیل هم داریم. بناءً علی هذا این قاعدۀ لاضرر و لاضرار جزو ابتدایی ترین احکامی است که جنبۀ قضایی و اجرایی شرع به عنوان حامی و پشتیبان این قاعده همیشه مطرح است و این مسئله در برداشت و ادراک ما از معنای این قاعده خیلی می تواند تأثیر داشته باشد و آن افرادی که آمدند و صرفاً محدود کردند معنای این قاعده را به نهی تحریمی و سوای این دیگر جهتی را برای این قاعده در نظر نگرفته اند از این بیان روشن می شود که متوجه این نکتۀ دقیقی که در احکام اجتماعی هست نشدند و تأمل در این نکته که در بحثهای آینده هم در هر برهه ای به تناسب از این مسئله بحث می شود در فهم ما از این قاعده خیلی می تواند مؤثر باشد. با توجه به این مقدمه ما می آییم سراغ اقوالی که آمدند برای ما این قاعده را بیان کردند. 

  • یکی از آن اقوالی که در بیان این قاعده افاده دارد بیان مرحوم شیخ الشریعۀ اصفهانی است که ایشان می فرمایند که منظور از این قاعدۀ لاضرر و لاضرار، منظور ارادۀ نهی است به لسان نفی. به عبارت دیگر گرچه در اینجا « لا» ، « لا» ی نفی جنس است ولکن این « لا» ی نفی جنس مجازاً مراد است به « لا » ی ناهیه که همان افاده تحریم را می کند و افاده نهی را می کند. البته استعمال « لا» ی نافیه در « لا» ی ناهیه مجازاً این خودش یک مطلبی است و مطلب عامّ و اعمّ از این، این است که ما در بسیاری از موارد می بینیم جملۀ اسمیه در مقام انشاء به عنوان بعث یا به عنوان زجر واقع می شود. جملۀ خبریه در مقام بعث واقع می شود مانند فرض کنید که من باب مثال، مثال می زنند … فَلاٰ رَفَثَ وَ لاٰ فُسُوقَ وَ لاٰ جِدٰالَ فِي اَلْحَجِّ … ﴿البقرة، ١٩٧﴾ خب در اینجا جمله جملۀ اسمیه است امّا منظور نهی است از فسوق و جدال و رفث فی الحج و ما در محاورات هم زیاد می بینیم که در جملات اسمیه، اینجا در مقام انشاء به کار برده می شود. مانند عبدی معتق، یا قول مرد به زنش: زوجتی طالق و امثال ذلک که در اینجا جملۀ اسمیه به معنای انشاء است منتهی نه انشای طلبی یا انشاء زجری، به معنای انشاء. طلب یعنی از مخاطب طلب می کند. حالا تناسب بین « لا» ی نافیه و « لا» ی ناهیه در این که...