جلسه ۲۲
10سؤال: این مواردی را كه فرمودید ورود نبود؟
جواب: كدام؟
سؤال: ...
جواب: چرا ورود است؟ در ورود...
سؤال: ...
جواب: نخیر، ببینید ورود در آنجایی است كه می آید اصلاً موضوع را واقعاً و حقیقتاً بر می دارد.
سؤال:در رابطه با تخصص می گویید؟
جواب:نه، در تخصص اصلاً از اوّل حكم داخل در آن نیست. در ورود دلیل می آید و ناظر بر آن دلیل مورود است؛ ولی در تخصص اصلاً نیست. فرض كنید كه من می گویم: أكرمِ العالم و بعد شما می روید سراغ زید ببینید كه زید عالم است یا نه؟ می بینید زید اصلاً عالم نیست بابا! فرض كنید كه زید یك بنّا، یك عمله است، اصلاًعالم نیست، در اینجا در تخصص می گویید اصلاً این زید از اول داخل درتحت این مورد عام نبوده، این می شود تخصص. ورود این است كه نه، یك حكمی برای عامی بیاید، بیاید بر یك موضوعی، بعد یك حكم دیگری بیاید اصلاً موضوع این حكم اول را به كل بردارد كه دیگر جا برای این موضوع حكم اول نماند تا این که آن حكم بیاید سرش یا نه، تخصیص بخورد یا نه.
من باب مثال در مورد ورود می گویند كه فرض كنید كه عمل به ظنّ من باب مثال جایز نیست. آیۀ قرآن داریم كه … إِنَّ اَلظَّنَّ لاٰ يُغْنِي مِنَ اَلْحَقِّ شَيْئاً …﴿يونس، ٣٦﴾ عمل به ظن جایز نیست؛ خب این از یك طرف. ما می رسیم به حرف حسن، حسین، تقی، می بینیم این حرفها، اینها برای ما ظن آور است. به مصداق ... إِنَّ اَلظَّنَّ لاٰ يُغْنِي مِنَ اَلْحَقِّ شَيْئاً ... ﴿يونس، ٣٦﴾ ما نمی توانیم به اینها عمل بكنیم. این یک حكم عام است برای ظن لا تَعمَلْ بظنٍ حصل فیك بأحدٍ ابدا این ماحصل این آیه می شود؛ از آن طرف یك روایاتی می آید در اینجا و اصلاً به طور كل این ظن را بر می دارد. در روایات می آید می گوید صدّق العادل یا یك دلیل دیگر می آورد و می گوید عادل، اگر عادل بود این حكم فرق می كند. در اینجا كه می گوید اگر عادل بود این حكم فرق می كند؛ در اینجا می آید اصلاً این ظن را خارج می كند؛ اصلاً موضوع را در اینجا بر می دارد. می گوید اگر حسن آمد این حرف را به تو زد من كلام حسن را حجّت قرار دادم، این می شود ورود. یعنی نه اینكه بیاید در اینجا اصلاً ظن را بردارد، ظنی كه آن ظن متعلَّق برای عدم عمل است، آن ظن، ظنّ غیر عادل است. این می آید می گوید من ظنّ عادل را حجت قرار داده ام نه اینكه این ظن است و متعلّق برای او هست ولی در این مورد بخصوص، من این حكم خاص را به آن می دهم، این می شود ورود. ورود یعنی می آید موضوع آن دلیل را از بین می برد، آن موضوعش ظنّ غیر عادل است … إِنَّ اَلظَّنَّ لاٰ يُغْنِي مِنَ اَلْحَقِّ شَيْئاً … ﴿يونس، ٣٦﴾ یعنی ظنّ غیر عادل لا یغنی من الحق شیئاً، اما ظنّ عادل به دلیل صدّق العادل می آید اثبات می شود ویجب العمل به.

