اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد و بررسی معنای نهی سلطانی و ولائی

نسخه عربی

جلسه ۲۶

11
  • ثانیاً مگر فقط مورد، مورد سمره است، شفعه مگر مورد عام نیست؟ آنجا را چه می گویید؟ در قضیۀ میاه، در كلاع، در آبار، در آنجا چه می گویید؟ آن هم مگر مورد، مورد سمره است؟ آن كه مورد، مورد كلی است. قضی بین القبائل، قضی بین العشائر، قضی بین الشفعاء، در شفعه، این كه دیگر مورد، مورد سمره نیست. آن مورد، مورد عامّ است. بله اگر فقط قضیۀ سمره بود، تازه اگر ما این اشكال را وارد نمی كردیم این حرف شما درست بود كه مقتضای قلع شجره این یكی از صور دفع اضرار است.صور دیگری را پیغمبر چرا انتخاب نكرد؟ بگوید آقا دوتا تازیانه اش بزنید وقتی كتك خورد دیگر حواسش جا می آید. درخت را قطع كردن، اضرار به شجره وارد كردن، خود درخت را خشكاندن، مال كسی را از بین بردن، اینها همه از توالیی است كه بر این امر به قلع شجره مترتّب می شود در حالتی كه راههای بهتری پیغمبر سراغ داشت. این را می توانیم بگوییم یكی از احكام ولائیه و سلطانیه است اما خود قاعدۀ لاضرر و لاضرار این هیچ دلیلی برای احکام سلطانیه نخواهد بود. یعنی نمی توانید شما استفاده كنید پس لاضرر و لاضرار باید جزء احكام سلطانیه باشد. ممكن است حكم لاضرر و لاضرار حكم كلی باشد در انطباقش خود آن والی ... مثل اینكه فرض بكنید كه در مورد موقوفه اگر وقف خاص باشد باید آن مال موقوفه را بین آن افراد تقسیم كرد. منتهی خود والی بر اساس مصلحتی كه می بیند در افراد براساس آن مصلحت تقسیم می كند. إجراء یك مسألۀ دیگر است، حكم كلی یك مسألۀ دیگر است.

  • به شارب خمر باید حدّ زد اما اینكه چند تا حد باید به او زد و به چه نحو باید زد، آن دیگر دست والی است. بچۀ پانزده ساله را هشتاد تازیانه می زنند مثل آدم چهل ساله؟ نخیر، آن كه تازه بالغ است ده تا می زنند برود پی كارش، حكم برای او نیست به نحو كلی. بین آدم عاقل چهل ساله، پنجاه ساله و بین یك بچه ای كه تازه به بلوغ رسیده خب حكم یكی است؟ این حرفها نیست؛ حکم بین كسی كه احتمال شبهه در او هست تا كسی كه از روی تعمّد و فلان بوده یكی است؟ این طور نیست.حكم، حكم كلی است، إجرای آن دیگر به دست والی است. بنابراین، این جهت نمی شود تعلیل بشود برای اینكه ما كبرای خودمان را كه لاضرر و لاضرار است، اینها را از احكام اللَه ندانیم بلكه از احكام ولائیه بدانیم. این اشكالاتی كه بر ایشان وارد شد.