جلسه ۲۶
9جواب این قضیه به نحو اجمال این است كه در اینجا جان من، شما اشتباه كردید بین اجراء حكم وبین إلقاء حكم. - البته بالاجمال این را بیان می كنیم بعداٌ می گوییم كه اصلاً در این احكام ولاییه، در بحثش می آید که در موارد اجراءِ لاضرر تا چقدر دست والی باز است، آن را بعداً می آییم می گوییم - در اینجا پیغمبرآمده گفته كه إذهب واقلع نخلته وارم بها الیه این كه پیغمبر امر كرده به قلع نخله، این تعلیل آورد فإنّه لاضرر و لاضرار. خب از باب تطبیق بین قاعده و بین مورد پیغمبر آمده این مطلب را فرموده. یعنی پیغمبر در اینجا دو مطلب را می خواهد بفرماید: مطلب اول اینكه حكم كلی، لاضرر و لاضرار است؛ وقتی حكم كلی لاضرر و لاضرار شد منِ والی به مقتضای مصلحتی كه در اینجا می بینم و اختیاری كه مولا و شارع به دست من داده برای اجرای این قانون اجتماعی كه اول از باب مقدمه گفتیم كه باید این قانون اجتماعی در جامعه انجام بشود،گفتیم كه لاضرر جزء قوانین اجتماعی است دیگر، اگر ضرر جزئی از قوانین اجتماعی نباشد كه دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شود. چون جامعه با ضرر و اضرار نمی سازد بنابراین چون حكم كلی الهی بر لاضرر و لاضرار است من از باب والی، موظف به اجرای این قانون در جامعه هستم. چون وَ لَكُمْ فِي اَلْقِصٰاصِ حَيٰاةٌ يٰا أُولِي اَلْأَلْبٰابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿البقرة، ١٧٩﴾ داریم لذا من این شخص قاتل را به قتل می رسانم. چون اَلزّٰانِيَةُ وَ اَلزّٰانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وٰاحِدٍ مِنْهُمٰا مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لاٰ تَأْخُذْكُمْ بِهِمٰا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اَللّٰهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ اَلْيَوْمِ اَلْآخِرِ وَ لْيَشْهَدْ عَذٰابَهُمٰا طٰائِفَةٌ مِنَ اَلْمُؤْمِنِينَ ﴿النور، ٢﴾ لذا من در اینجا صد تازیانه به این می زنم. چون وَ اَلسّٰارِقُ وَ اَلسّٰارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمٰا جَزٰاءً بِمٰا كَسَبٰا نَكٰالاً مِنَ اَللّٰهِ وَ اَللّٰهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿المائدة، ٣٨﴾ لذا من دست دزد را می برم.

