جلسه ۲۷
10پس بنابراین این در اینجا استفاده می شود كه لاضرر و لاضرار فی الاسلام یعنی اسلام سبب نمی شود برای اینكه ضرری متوجّه شخصی بشود یعنی اعتقاد به اسلام، متدین شدن به دین اسلام موجب ضرر بر شخصی نمی تواند باشد. خب این یك مسأله كه اگر فی الاسلام باشد معنا، معنای خوب و معنای درستی است و اشكالی هم به آن وارد نمی شود یعنی قابل توجیه است مسائلی كه ذكر شده. این یكی. آن وقت می ماند لاضرار، در لاضرار اسلام موجب اضرار به غیر نمی شود، خب این معنا ندارد كه ما بگوییم كسی كه مسلمان است...، مگر قبلاً در ظرف غیر اسلام اضرار به غیر جایز است كه حالا فرض كنید اسلام بیاید بگوید در اسلام اضرار به غیر جایز نیست؟ این توهّم است یك همچنین چیزی. معنا ندارد كه مثلاً توهّم كنیم که فی الاسلام...،
این اشكال قابل دفع است به اینكه منظور مرحوم صدوق، چون لاضرر و لاضرار فی الاسلام این در مورد سمره آمده یا در موارد دیگری آمده كه معنا ندارد بگوییم اضرار در اینجا قبلاً جایز بوده حالا فرض كنید كه در اسلام این اضرار برداشته می شود، این توهّم باطل است.پس بنابراین منظور از اضرار در اسلام این است كه ظرف برای اضرار در اسلام وجود ندارد یعنی این طور نبایستی كه مثلاً شخصی گمان بكند كه به واسطۀ حقّی كه دارد آن حق موجب بشود که بتواند به كسی ضرر بزند، نه، در اسلام اضرار با استفادۀ از حقِّ شخصی، منافات دارد. با عنایت به حق یا اباحۀ در بعضی از موارد اضرار منافات دارد. اگر شما بخواهید از مالتان استفاده بكنید، از حقّتان استفاده بكنید و این حق با اضرار به كسی دیگر توأم باشد این در اسلام یك همچنین حقّی نیست گرچه ممكن است در سایر ادیان این استفادۀ از حق را تجویز كنند یا فرض كنید كه آن حق را به كس دیگری بدهند ولی همین قدر كه اضرار مشخّص شد، توهّم اضرار، در اینجا لازم نیست كه قبلاً این ثابت شده باشد همین توهّم اینكه استفاده از یك حقّی این موجب بشود برای اضرار به غیر، اسلام این را هم برداشته و جمیع جوانب را در نظر گرفته.

