جلسه ۲۸
8پس اینكه شما می گویید ضرر غیر متدارك وجود ندارد، نخیر ما خیلی از ضرر ها را می بینیم كه خود عرف این را به حساب متضرّر می گذارد، ما تدارك در اینجا نداریم. فرض كنید كه من باب مثال باران آمده، توی مزرعه اش تخم كاشته، همۀ تخم ها را شسته و برده؛ خب این باید از چه كسی بگیرد؟ این مزرعه اش فرض كنید من باب مثال آمده بالا، سوسک و سن و از این آفتهای گیاهی آمده همۀ این كشتزار برنجش را آمده خورده، بگوییم دولت باید پول بدهد؟ همچنین چیزی نداریم. بالاخره طبیعی است دیگر، یك حادثۀ طبیعی است پیش می آید، پس بنابراین اگر این طور است باید تمام تجّار، تمام كاسبها، تمام مردم در هیچ روزی در هیچ موقعی هیچ ضرری به هیچ وجه نباید بكنند فرض بكنید كه آن تاجری كه قماش بر می دارد می آورد اگر برای زمستان می آورد اگر كسی از او نخرد همه ماند در فصل بهار و زیر قیمت فروخت پس باید بگوییم این را دولت باید بدهد؟ مردم باید بدهند؟ اصلاً یك همچنین حرفی كسی نمی زند، این قابل تفوّه نیست. پس ضرر را در اینجا به معنای اسم مصدری هم نمی توانیم بگیریم.
اشكال دیگری كه در اینجا شده این است كه خب همان طوری كه ضرر غیر متدارك با جعل به حكم می سازد كه شارع در اضرار و در ضرر جعل حكم می كند، حكمی می كند كه آن حكم موجب تدارك است. اگر با این، نفی ضرر می شود همین طور با نفی تسبیب به ضرر هم رفع ضرر می شود پس اصلاً دیگر نیازی نیست كه شما بیایید ضرر غیر متدارك را معنا بكنید برای اینجا، شارع نفی می كند احكامی را كه - معنای حدیث این است- آن احكام موجب ضرر هستند پس بنابراین شما فرض كنید كه در این تفسیری كه آمده اید كرده اید، این معنایی كه كردید برای این است كه لازمۀ معنای این حدیث این است كه شارع احكامی كه تدارك ضرر می كند آن احكام را بیاید تشریع بكند. ما می گوییم كه خب نه، از این طرف قضیه می گوییم، شارع با نفی تسبیب به ضرر می آید اصلاً جلوی ضرر را می گیرد پس بنابراین، این تفسیر هم در اینجا متعین نشد. پس همان طوری که شارع برای نفی ضرر نیاز دارد كه یك احكامی را جعل كند كه ضرری را كه واقع شده تدارك كند همین طور شارع با عدم تسبیب به ضرر اصلاً جلوی ضرر را می گیرد نه اینكه ضرری كه واقع شده تازه شارع می آید تداركش می كند و جعل حكم می كند. خب این هم یك قسم آن است و این بیان شما كفایت به این قضیه، جعل احكامی كه آن جعل احكام اصلاً جلوی ضرر را می گیرد نه اینكه ضرری را كه به وجود آمد بعد اینها بیایند تدارك بكنند. این نفی تسبیب از كلام شما فهمیده نمی شود. این هم اشكال دیگر.

