
جلسه ۳۵
بررسی نظرات اعلام دربارۀ حدود مفاد «لا ضرر» و «لا ضرار» (1)
جلسه ۳۵
11خب چون در اینجا پیغمبر این حق را گذاشته و در قضیّۀ سمره این مسأله نیست ایشان فرموده اند که خب در قضیّۀ سمره معلوم می شود در آنجا این حق را نداشته.
خب همان طور که عرض شد اینها خلاف است. این مطلب اوّل برای این مسألۀ صدوق.
و امّا اشکال دومّی که هست و این اشکال هم اشکال مهمّی است و خب جای بحث دارد. حالا یک مقداری مختصرعرض می شود تا اینکه بعداً مفصّل تر آن را بیان بکنیم. و آن اینکه خب ما قاعده ای که در اینجا داریم لاضرر و لاضرار، به این قاعده پیغمبر امر به قلع نخلۀ او کردند، خب اگر کسی سؤال بکند که اگر مفاد لاضرر در اینجا این است که او به ؟ موجب ضرر است، خب حضرت در اینجا با نفی اباحۀ ؟ حکم به عدم دخول او بکنند و بگویند که نباید داخل بشوی، خیلی خب اگر داخل شد گوشش را بگیرند چرا نخلش را قلع کردند؟ اگر؟ در اینجا حکم ضرری هست پس با نفی ؟ نفی حکم ضرری می شود. حضرت می گویند ؟ نکن، او که نمی تواند دیگر در مقابل پیغمبر بایستد و بگوید نخیر می کنم. وقتی که حضرت بگوید؟ نکن و او گوش ندهد حضرت می خوابانند او را شلاق می زنند دیگر . اگر خود وجود نخله در آنجا ضرری است که شما با لاضرر می خواهید رفع نخله را بکنید، قلع بکنید نخله را، نخله که در آنجا ضرری نیست. خود انصاری هم می گوید نخله سرجایش باشد ما حرفی نداریم منتهی تو وقتی می آیی استیذان بکن. پس در آنجا نه خود وجود نخله حکم ضرری است، ثبوتش در آنجا حکم ضرری است که با لاضرر ثبوتش برداشته بشود که امر به قلع بکنند، نه اینکه ؟ اگر حکم ضرری در اینجا هست با لاضرر ؟ برداشته می شود، امر به قلع نخله در اینجا برای چیست؟
