
جلسه ۳۶
بررسی نظرات اعلام دربارۀ حدود مفاد «لا ضرر» و «لا ضرار» (2)
جلسه ۳۶
12خود ایشان می آید در مقام جواب، مرحوم نائینی می گوید که ما در ؟ هستیم چرا؟ به جهت این که اصلاً ما زیر پای این علّیّت را می زنیم. می گوییم لاضرر و لاضرار علت برای امر به قلع نخله نیست بلکه علت است برای استیذان. حضرت به سمره می فرماید باید استیذان کنی. چرا باید استیذان کنی؟ فَإنَّه لاضرر و لاضرار. با ؟ خودت ضرر می رسانی و چون ضرر می رسانی باید استیذان کنی. پس لاضرر و لاضرار اصلاً علت برای استیذان است، کاری به امر رسول خدا ندارد. پس این شد یک واقعةٌ و آن هم شد یک حکم دیگر، آن قاعده به جای خودش محفوظ، به کلیت خودش محفوظ، این مورد خاصّ هم به امر مولوی و تصرف ولایی رسول خدا در امور عامه انجام می شود.
اشکالی که بر ایشان وارد می شود این است که اولاً آن امر به استیذان، آن کجا و این کجا؟ اوّل روایت پیغمبر می گوید باید بروی اجازه بگیری، بعد آن قبول نمی کند، می گوید درخت به تو می دهم قبول نمی کند، فلان می کنم، چکار می کنم، توی بهشت می دهم، سه چهار تا جمله رد می شود، سه چهار خط رد می شود تازه رسول خدا امر به قلع نخله می کند و بعد می گوید فَإنَّه لاضرر و لاضرار. یعنی یک حرفی را که می خواهند علت بیاورند بعد از چهار خط می آورند؟ این که اصلاً صحیح نیست. ثانیاً ظهور روایت در همین اتصال جملۀ قبل است به همین تعلیل، أمرَ رسول اللَه ورم بها الیه فَإنَّه لاضرر و لاضرار. این ظهور در این است. پس بنابراین این جواب مرحوم نائینی ناتمام است.
جواب دیگری که داده شده این است که ضرار را در این جا به معنای مضر گرفته اند، و فإنَّه لاضرر و لاضرار یعنی لاضرر و لامضر. در این جا نفی مضر می شود یعنی وسیلۀ برای ضرر در اسلام وجود ندارد. پیغمبر می فرمایند که وسیلۀ ضرر را باید رفع کرد و چون ثبوت النخله فی البیت الانصاری این وسیلۀ برای ضرر هست، در این جا پیغمبر آن وسیله را با لاضرر و لاضرار برمی دارد و استدلالشان به آیۀ شریفه هست که در این جا دارد که وَ اَلَّذِينَ اِتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِرٰاراً وَ كُفْراً وَ تَفْرِيقاً بَيْنَ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ إِرْصٰاداً لِمَنْ حٰارَبَ اَللّٰهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنٰا إِلاَّ اَلْحُسْنىٰ وَ اَللّٰهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكٰاذِبُونَ ﴿التوبة، ١٠٧﴾ در این جا مسجداً ضراراً یکی از تفسیر هایی که شده به همین مضرّ است دیگر، مسجداً مضرّاً، محل برای ضرر، وسیلۀ برای ضرر، تفاسیر دیگری هم شده که حالا دیگر متعرّض نمی شویم و این تفسیر به همین عنوان مضرّ است.
