جلسه ۳۹
10سؤال: مثل همان تشخیص ملاکات کلّی اسلام است.
جواب: همان، نه، ما باید ببینیم، بطور کلّی باید ببینیم که آیا نظر شارع در این موارد روی عام است؟ حکم روی عام رفته یا حکم روی فرد خاص رفته؟ این را ما می خواهیم بدست بیاوریم، وقتی که می بینیم شارع گفته وَ أَحَلَّ اَللّٰهُ اَلْبَيْعَ ، البیع، این الف و لام البیع ، الف و لام جنس است، همۀ بیع ها را شامل می شود و چون خطاب اختصاص به یک زمان ندارد و در همۀ زمانها ساری وجاری است...
سؤال: همین را باید درستش کنیم
جواب: بله، بعضی هایش که خب همین طور است، حالا اینها می آید. حالا ما تازه وارد بحث داریم می شویم و داریم چیز می کنیم منتهی اینها را از باب اینکه بر نظر ایشان اطّلاع داشته باشید عرض می کنم.
مثلاً شما چه می گوئید؟ غیر از آنکه می گوئید در هر زمان و در هر مکان که موضوعی تحقّق پیدا کند که بر آن عنوان بیع، صادق آید، حکم وَ أَحَلَّ اَللّٰهُ اَلْبَيْعَ آن را شامل می شود، خب نظرشان همین است، همین طور در موضوع عرف و معروف چنین است، پس در هر زمان و در هر مکان، در بین مردم حادثه ای پدید آید که مردم آن را معروف و نیکو بدانند و خلاف آن را منکر و زشت بشمارند، به حکم قرآن باید آن را مراعات کنند و آن را لازم و نیکو بشمارند و از خلاف آن پرهیز کنند مگر آنکه نصّی و تصریحی از طرف شرع بر خلافش رسیده باشد، مثلاً اگر بین جامعه ای این طور رائج شود که در هنگام غذا خوردن، دست خود را نشویند و شستن دست را منکر بدانند و یا آنکه این طور رائج گردد که مردان با زنان اجنبی و نامحرم دست دهند و مصافحه کنند و خلاف آن را زشت و ناپسند بدانند در این صورت لازم نیست از امر عرفی پیروی کرد- چون اصلاً در اینجا نصّ بر خلاف است، در اینجا تصریح آمده، تصریخ بر خلاف است- زیرا که نصّ شرعی بر حرمت و یا بر کراهت آن وارد شده است.

