جلسه ۳۹
11نکته ای که می خواهم خدمتتان در اینجا این لا به لا عرض بکنم این است، نه اینکه شارع در اینجا بر یک امر نصّ بر خلاف کرده، چون با ملاکات کلیّۀ خودش مخالف است ها. این نکته در اینجا نیامده ولی این را من در اینجا عرض می کنم تا اینکه بعداً این قضیّه بهتر روشن بشود. و این نصّ، در حکم دلیل مخصّص و مقیّد نسبت به عمومات و مطلقات است و نظیر این امثله بسیار است و امّا اگر هیچ دلیل مخصّص و مقیّدی در بین نباشد و آن امر، مکروه و محرّم بشمارش نیاید و عرف بنابر طرز تفکّر فطری و غریزی و یا بر اساس تعلیمات ... آن را نیکو و محترم بشمارد، مراعات آن البتّه لازم است. در اینجا می بینیم که نطر ایشان بر این است که اگر از طرف شارع ردعی نبود ما در اینجا این موضوع را بعنوان عرفیّتی که دارد، باید بپذیریم، مگر اینکه از طرف شارع ردعی باشد. فرض کنید که در یک عرفی من باب مثال فلان روز را عید می گیرند، خب از طرف شارع ردعی نیامده، روز دوشنبه را عید می گیرند و به هم سر می زنند و سنّت هایی دارند، هر کسی برای خودش، در هر قبیله ای برای خودش، از طرف شارع ردعی نیامده، در مجالس عروسیشان، عزایشان، فلان و این ها، همه سنّت هایی دارند، از طرف شارع ردعی نیامده. در بعضی ها فرض کنید برای مرده من باب مثال بیستم می گیرند، بعضی ها ثلاثین می گیرند، بعضی ها دهه می گیرند، از طرف شارع ردعی نیامده دیگر، شارع نگفته که دهه نگیرید، روز دهم، یا روز سی ام نگیرید، دأبشان است، دیدنشان است، می گویند روز سی یک مجلسی مثلاً برایش بگیریم و امثال ذلک. در خصوص اربعین، خب می بینیم که نظر شارع، نخیر، آن نظر، نظر خلاف است، می بینیم با ...، حالا انشاءاللَه بحث دربارۀ این است که چگونه ما این مطلب را خلاصه از عهده اش بر بیاییم و در اطرافش تحقیق کنیم و ببینیم که به چه نحو می شود این طور باشد.

