جلسه ۳۹
12سؤال: ...؟
جواب: نه، شاید آنها هم بالاخره همین را فهمیدند
سؤال: یعنی اگر بخواهیم قول آنها را قبول کنیم ملتزم باید بشویم به یک قوای دیگری که کل ما حکم به الشرع حکم به البشریّه
جواب: ما قول لغوی را اصلاً در این باب قبول نمی کنیم که ایشان آمده فرض بکنید که در معنای لغوی، شرع را تدخّل داده بلکه ما قول لغوی را از باب استقراء فهم عرفی بدست می آوریم که وقتی که با عرفهای مختلف که حشر و نشر دارد و آن مسائل آنها را موافق با نظر شرع می بیند، از این نظر می گوید آنچه را که مردم حکم می کنند به عرفیّت بر او، همانی است که خود شرع هم بر او نظر داده، مثلاً امر به معروف، خود مردم هم می گویند بکنید، نهی از منکر را می گویند بکنید، صله رحم را مردم می روند، بذل و بخشش و کمک به فقرا خود مردم انجام می دهند، کلام خوب خود مردم انجام می دهند. صدق، راستگویی، نهی از دروغ، اینها را خود مردم انجام می دهند. تمام اینها می بینیم در شرع آمده، حالا لغوی نیامده این را با یک ملاک کلّی بسنجد، همان طوری که من عرض کردم که موارد جرئیه باید با آن ملاک سنجیده بشود، یک همچنین چیزی نگفته، گفته این مواردی که در عرف هست و این را عرف می گویند، اینی است که عقل به آن حاکم است و شرع هم او را امضاء کرده، حالا این امضاء شارع بر چه اساسی هست، او را دیگر نیامده بگوید. ولی ما همین قدر می خواهیم بدانیم که آنچه را که لغویّین و مستقرئیّن، آنهایی که استقراء کردند، مستقرئیّن مفاهیم عرفیّه، آنها هم نظرشان بر این است که باید آن مفهوم عرفی با نظرات شرع هم موافقت داشته باشد، این عرض ما هست، البتّه خب بله، ما به آنها کاری نداریم فقط همین جنبۀ معروفیّت مطلب مورد نظر ما هست که عرف به چه می گویند؟ عرف به هر امر پسندیده ای می گویند که موافق با عقل و شرع است، این را می گویند عرف، بنابر...

