جلسه 67
10سوال: ابی بصیر که آدمی نیست که بیاید از چیزهای کوچک، مثلاً فرض کنید غدیرکوچکی باشد که تویش بول کرده باشند و بصورت مضاف درآمده باشد حالا بیاید از این سوال کند
جواب: نه زمینه زمینۀ سوال است. یک وقتی واقعاً مضاف است خب نمیآید سوال کند. یک وقتی زمینه زمینۀ سوال است که بالاخره باید چکار کنیم؟ این یک همچنین اوضاعی است، مثلاً آیا واقعاً میشود به این مضاف گفت؟ نمیشود گفت؟ آیا واقعاً این متنجس است نمیشود...؟ مورد سوال را هم خب باید ببینیم چه است؟
سوال: از عذرۀ انسان سؤال می کند؟
جواب: بله. یبول الصبی داریم. اطلاق عذره بر همان عذرۀ انسان و اینها میشود.
سؤال: ...؟
جواب: این همان مسئلۀ حرج است دیگر والا نجاست که به حال خودش است.
فقال ان عرض فی قلبک منه ؟ اگر به دلت پیدا شد که نکند این مثلاً نشود، فقل هکذا یعنی این کار را انجام بده اخرج الماء بیدک یعنی مثلاً آب را با دستت خارج کن تَوضأ یا اینکه در بعضی از روایات داریم شُقَّ الماء بیدک آب را بزن کنار مثلاً، این طوری بوده، مثلاً این طوری این طوری بکن[(آب را کنار بزن)] بعد با آن وضو بگیر یا اینکه آب را خارج بکن وقتی که حالا توی دستت صاف است حالا وضو بگیر یا با یک ظرف بردار و ببین تویش چیزی نیست ردش کن برود
سوال: ...؟
جواب: کدام؟
سوال: همین بحث زمان و مکان در حرجیّت...
جواب: بله بله بله فرق نمیکند منتهی باید در مورد خودش به کار گرفته شود
سوال: ... فتوای عرب بوی عربی میدهد فتوای فارسی بوی فارسی میدهد یعنی این میخواهد همان معنای مطلب زمان و مکان را برساند یا اقضائات مثلاً بلاد و...
جواب: نه، این فرهنگها و نحوۀ معاشرتها را، اینها را میخواهد بیان کند. نوع فرهنگ را...
سوال: مثلاً اگر کسی میخواهد وضو بگیرد و در ایران است چون آب فراوان است میگویند با یک لیوان آب و اگر در مکه است می گویند با یک استکان آب، چون آب کم است. شاید کسی که در مکه این فتوا را می دهد اگر در طهران باشد این فتوا را ندهد

