جلسه69
3سوال: این اصلاً خودش ضرری است
جواب: بله؟
سوال: ضرر آن طرفش بیشتر است
جواب: خب بله، بله، ضرر آن طرفش بیشتر است، یعنی در اینجا اصلاً اگر این انجام نشود بطور كلی هدم اسلام لازم میآید، هدم مملكت لازم میآید.
سوال: یعنی وجود این قاعده بدتر از خودش است
جواب: بله، یعنی وضع قاعده موجب رفع قاعده خواهد شد، بله صحیح است همان طوری كه...، و این در خیلی از مسائل به همین كیفیت است.
حالا در قضیۀ حرج هم همین طور است. فرض كنید كه بسیاری از احكامی كه ما داریم اینها خودِ نفسش مشقت است، كلفت است. حج فرض كنید كه رفتنش بطور كلی، این خب ممكن است مشقت داشته باشد، همۀ افراد كه اینها با هواپیما و با دو ساعت و سه ساعت و چهار ساعت كه به مكه نمیروند، مكه واجب است بر هر فردی و بر هر شخصی ولو اینكه با ماشین باشد، ولو اینكه با استر و قاطر باشد، ولو اینكه با وسیلۀ دیگری باشد، خب در طول این مسیر، ممكن است انسان به حرج بیفتد و امثال ذلك. خب این احكام را ما چه كنیم؟ یعنی اگر ما یك قواعد کلی داشته باشیم، یک احكام كلی داشته باشیم كه این احكام حرجی باشد پس بنابراین ما برای حرج باید چه مفهومی در نظر بگیریم؟ آیا قاعدۀ حرج تخصیص میخورد به این احكام؟ یعنی حرج عبارت است از رفع یك حكم كلی الا ما خرج بالدلیل، فرض كنید آن احكامی كه آن احكام، در نوعش حرج است، كه اگر این طور باشد منظور از حرج، میشود حرج نوعیه، حرج نوعیه، آن مرفوع است، یعنی اگر فرض كنید كه من باب مثال یك حكمی را شارع خودش وضع كرده باشد كه خود نفس آن حكم یك حرج نوعیه دارد، خب در اینجا دیگر ما نمیتوانیم با قاعدۀ لاحرج بیاییم خود این حكم را برداریم، چون با رفع این حكم رفع اصل حكم در اینجا میشود.

