اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

نوعی یا شخصی بودن قاعدۀ لا حرج

نسخه عربی

جلسه69

6
  • بناءً علی هذا بعضی‌ها آمده‌اند روی این حساب گفتند كه ادلۀ رفع حرج، منظور حرج نوعی است، در آن احكامی كه فی حد نفسه آن احكام، حرجی نیستند. فرض بكنید كه وضو، این وضو حرجی نیست. حالا اگر در فصل شتائی[(زمستانی)] واقع بشود كه بطور كلی نوعاً این موجب حرج بشود، آن وقت در اینجا قاعدۀ حرج این را فرض كنید كه من باب مثال برمی‌دارد، یا اینكه مثلاً فرض كنید اگر صوم در ایام سیف[(تابستان)] باشد كه بطور كلی نوعاً این حرجی است یعنی موجب حرج بشود، نه اینكه یك حرج عادی، یعنی افرادی كه دارای این بنیه هستند نتوانند این روزه را تحمل كنند، آن وقت قاعدۀ حرج می‌آید اینجا را برمی‌دارد

  • سوال: یعنی كلُّ شیءٍ بِحَسَبِه

  • جواب: بله، كلُّ شیءٍ بِحَسَبِه می شود.

  • یك مطلبی در اینجا به نظر می‌رسد كه خب این مطلب در سایر جاها هم مورد ابتلاء هست و آن این است كه ما این اقسام كلی، همین نفس جهاد را ما در نظر می‌گیریم، یا صوم فی السیف كه برای عموم مردم این حالا فرض كنید كه من باب مثال بگوئیم كه حرجی نیست، این قاعدۀ حرج اینجا را نمی‌گیرد چون حرج منظور حرج نوعی است واینها، مطلب اولی كه به نظر می‌رسد در اینجا این است كه ما دو حكم داریم در زمینۀ عدم ضرر و عدم حرج:

  • یك حكم اینكه اصلاً خود لسان دلیل حاكی است از اینكه این حكمی كه در اینجا برداشته می‌شود یا این حكمی كه در این زمینه جعل می‌شود به جهت منتاً علی العباد است و رفع حرج است ولو اینكه برای بعضی حرجی و ضرری نباشد، خب در اینجا در خود لسان دلیل جنبۀ كلیت حكم مورد لحاظ قرار گرفته، یعنی چون این حكم به نحو كلی، به نحو نوعیت در اینجا جنبۀ حرجی دارد، لذا برای آن افرادی هم كه حرجی نیست، این حكم برداشته می‌شود، یك وقتی این طور است، یك وقتی نه، ما می‌خواهیم حكم را از لاحرج استنباط كنیم، در لسان دلیل رفع حكم یا وضع حكم در اینجا نیامده و آنی كه ما درصددش هستیم در قاعدۀ لاحرج این است والا آن مورد نیست، آن مورد خود حكم در اینجا بیان شده، طبق لسان دلیل، حضرت یا حكم را برداشته یا وضع كرده، ولی آنی كه ما در [صددش] هستیم این است كه ما می‌خواهیم از لاحرجی كه دستِ ما هست، ما اصلاً رفع حكم یا وضع حكم كنیم. این مورد ابتلاء ما هست. پس بنابراین ما دیگر در اینجا نباید نظر كنیم بر اینكه ببینیم آیا من باب مثال شارع در اینجا نوعاً حرج را در نظر گرفته وحكم را برمی‌دارد، یا اینكه نه، حرج در اینجا منظور حرج شخصی است، یعنی هر شخصی به حسب خودش اگر در یك موردی دچار حرج شد، در آن مورد حكم برداشته می‌شود. وقتی كه ما نگاه كنیم به لسان دلیل، لاحرج، این امتنان دیگر معنا ندارد روی یك جنبۀ نوعیت و كلیت برود.