جلسه69
9ما میگوئیم كه در اینجا اگر مقصود از حرج یعرف هذا و اشباهه من كتاب اللَه ماجعل علیكم فیالدین من حرج، اگر منظور از حرج، حرج نوعی باشد، این مخالف با امتنان است، چون فرض كنید كه من باب مثال در سیف باید بگوئیم چون سیف برای اغلب افراد موجب حرج نمیشود پس برای صد نفر، در هزار نفر هم واجب است[که آن صد نفر] روزه بگیرند در حالی كه[این روزۀ در سیف] برای آنها[(این صد نفر)] موجب حرج میشود، چون منظور حرج نوعی است، خب این مخالف با امتنان است، آنهایی كه سالم هستند که منتی بر آنها نیست، اینهایی كه مریض هستند بدتر، ما باید توی سرشان این حكم وجوب روزه را قرار بدهیم! این كجایش پس امتنان است؟ پس اصلاً مسألۀ امتنان مسألۀ شخصی است، اصلاً مسأله، مسألۀ شخصی است، الا در آن مواردی كه به لحاظ كلی، شارع آن حكم را بردارد مثل حکم به روزۀ وصال و روزۀ صمت و عبادات در موارد خاصه و فلان و این موارد است.
بناءً علی هذا ما حتی در خود جهاد هم میتوانیم تشكیك كنیم، در خود آن احكامی كه وضع آن احكام وضع حرجی است، ما میتوانیم در آن هم تشكیك كنیم، در آنجا این طور بیان كنیم كه گرچه وضع خود آن حكم، آن وضعش وضع حرجی هست به لحاظ كلی ولی باز در اینجا ما نگاه به افراد میكنیم و جنبۀ خصوصی افراد در اینجا مورد لحاظ است. فرض كنید كه اگر یك خانواده من باب مثال چهار نفر هستند، حالا دو نفرشان بروند در جبهه شهید بشوند مهم نیست اما اگر فرض كنید كه یك خانواده است و نان آورش فقط همین یكی است یا اینكه اگر این یكی برود من باب مثال این یك مادری دارد، یك مریضی دارد، این مُمرِّض اوست و او[(آن شخص مریض)] از بین میرود، ما نمیتوانیم بگوئیم كه در اینجا حكم جهاد آمده، به صرف اینكه نفس حكم جهاد یك حكم حرجی است ظاهراً پس بنابراین همه را شارع استیعاب میكند، نه، در اینجا هم به لحاظ خود افراد، رده بندی و طبقه بندی میشود، سری اول آنهایی باید بروند كه فرض كنید من باب مثال زن و بچه ندارند، سری دوم آنهایی که...، سری سوم...، و این[رده بندی] در همۀ موارد است. شما در قاعدۀ عدل هم همین كار را میكنید.

