جلسه ۸۲
10بناءً علی هذا اقتضای ید و حجیت ید بالنسبۀ به اعیان فقط منحصر نیست بلکه ید مقتضی برای احراز علقه و ربط وثیق بین ذو الید و بین اعیان، منافع متعلقۀ به اعیان، منافع جدای از اعیان، مربوط به حقوق، حق الرهانه، حق التولیه، حق مواقیف و امثال ذلک یا راجع به اعراض، زوجیّت و بنوّت و ابوّت و امثال ذلک و همین طور راجع به اختصاص در آن مواردی است که آنها جنبۀ مالیت ندارند مانند فرض کنید که عذره یا میته و امثال ذلک. چرا؟ چون تمام اینها منشأ واحد دارد و آن منشأ واحدش عبارت از اختصاص است.
ید در سیرۀ عقلاییه دلالت بر اختصاص میکند. حالا در هر موردی اختصاص به یک نحوی ظهور پیدا میکند. در یک جا اختصاص به ملکیت ظهور پیدا میکند. در یک جا اختصاص به زوجیت ظهور پیدا میکند. در یک جا اختصاص به نسبت ابوت و بنوت ظهور پیدا میکند. در یک جا فقط اباحۀ تصرف، حتی ملکیت هم در آنجا پیدا نمیکند. و موارد در اینها متفاوت است.
سؤال: حالا اگر ما بگوییم که اختصاص یک معنای عامی است که اطلاقش همان ملکیت است، اختصاص عام از تمام ابعاد یعنی هم اختصاص دارد به منافعش، هم اختصاص دارد به عینش، هم اختصاص دارد به...
جواب: خب شما در اینجا یک تعبیر دیگری برای اختصاص آوردید یعنی اختصاص را به ملکیت گرفتید. خب این یک اصطلاح جدید میشود.
سؤال: و به اندازۀ قرائن ما...، یعنی وقتی ما می بینیم که این فرد توی یک خانه ای نشسته، اختصاص اولی به اطلاقش اقتضای ملکیت است ولی قرائنی آمد که نه، عین مال این نیست، پس می گوییم اجاره است یا منافع است...
جواب: همین طور است. خب همین طور است دیگر، من هم همین را عرض کرده بودم که به حسب موارد، ید خود را نشان میدهد. ید خودش فی حد نفسه چیزی را نمیرساند. موارد و قرائن است که میآید این یدیت را بروز و ظهور میدهد. آن وقت در اینجا خیلی چیزهایی هست. فرض کنید که یدیت بر مصاحبت، یک شخصی را شما با یک شخصی میبینید دائماً رفت و آمد دارد، فلان دارد، چه کار دارد و این حرفها، با هم حرف میزنند، میگویند میخندند. خب این یک نحوه مصاحبت است دیگر. این سلطه، این اختصاص...

