جلسه ۹۰
14مضافاً به اینکه در خصوص قضیۀ قرعه حتی این قضیه را ما به امم سالفه هم تسری میدهیم و آن این است که اصلاً اصل و وضع قرعه لکل امرٍ مشکل است و این یک اصل عقلایی است یعنی الان عقلاء برای هر امر مشکلی، متشبث به قرعه میشوند و این نه اختصاص به این زمان دارد، به هر زمانی دارد. همین که ما الان میبینیم عقلاء در این زمان در مسائل مشکل قرعه میکشند این دلالت میکند بر اینکه این اصل عقلایی در امم سالفه همین طور تا به حال جریان داشته، عقلایی که اصلاً دین اسلام هم ندارند، مثل فرض کنید که نظیر معاملات و یا سایر قواعد و مثل قاعدۀ لاضرر که ما در آنجا گفتیم. قاعدۀ لاضرر یک اصل عقلایی است. الان حتی کمونیستها هم این اصل عقلایی را انجام میدهند و این اصل عقلایی چون عقلایی است ما استکشاف میکنیم که این اصل عقلایی در امم سالفه هم به عنوان یک اصل عقلایی بوده و اگر نبیی آمده بر طبق این اصل عقلایی عمل کرده این نه به عنوان یک حکم در شریعت او بوده، در همان جا هم اگر ما بودیم، در همان موقع هم اگر بودیم همین بحث فقهی را ما در زمان حضرت زکریا میکردیم ؟ ای داشتیم و این حرفها، همین را در آنجا هم میگفتیم. یعنی در همان جا هم میگفتیم که قرعه...،... در شریعت حضرت یونس، در شریعت حضرت زکریا و در آن زمان به عنوان یک اصل عقلایی بوده نه به عنوان یک حکم جدید. اگر قرعه نمیکردند چه کار میکردند؟ چه کار میکردند؟ از شما سوال میکنیم. یا باید حضرت مریم را ولش کنند یا اینکه نه، حضرت مریم را یا همۀ آن افراد کارهایش را انجام بدهند که نمیتوانند، اگر همه انجام بدهند و همه تکفل کنند...! بالاخره یک نفر بایستی حضرت مریم را فرض کنید که تکفل کند، برایش یک شخصی بیاورد فلان کند این امکان ندارد برای او. خب این چه کار کند؟

