جلسه ۹۰
11یا در قضیۀ حضرت لقمان وَ اِقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَ اُغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ إِنَّ أَنْكَرَ اَلْأَصْوٰاتِ لَصَوْتُ اَلْحَمِيرِ﴿لقمان، ١٩﴾ وَ لاٰ تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنّٰاسِ وَ لاٰ تَمْشِ فِي اَلْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اَللّٰهَ لاٰ يُحِبُّ كُلَّ مُخْتٰالٍ فَخُورٍ ﴿لقمان، ١٨﴾ وَ إِذْ قٰالَ لُقْمٰانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ يَعِظُهُ يٰا بُنَيَّ لاٰ تُشْرِكْ بِاللّٰهِ إِنَّ اَلشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ ﴿لقمان، ١٣﴾ يٰا بُنَيَّ إِنَّهٰا إِنْ تَكُ مِثْقٰالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَكُنْ فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي اَلسَّمٰاوٰاتِ أَوْ فِي اَلْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اَللّٰهُ إِنَّ اَللّٰهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ ﴿لقمان، ١٦﴾ يٰا بُنَيَّ أَقِمِ اَلصَّلاٰةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ اِنْهَ عَنِ اَلْمُنْكَرِ وَ اِصْبِرْ عَلىٰ مٰا أَصٰابَكَ إِنَّ ذٰلِكَ مِنْ عَزْمِ اَلْأُمُورِ ﴿لقمان، ١٧﴾ این يٰا بُنَيَّ این قضیهای که پروردگار دارد از طرف حضرت لقمان برای فرزندش بیان میکند، در واقع دارد به ما میگوید و الا اگر این برای ما حجت نبود، خب گفتن این برای ما لغو خواهد بود، ما میگوییم به من چه مربوط است؟ این وَ لاٰ تَمْشِ فِي اَلْأَرْضِ مَرَحاًمربوط به آن زمان بوده مربوط به این زمان نیست ما باید دنبال ادله بگردیم دلیلش را پیدا کنیم پس خدا برای چه این را برای ما گفته؟
سؤال:[قرآن می شود کتاب قصه]
جواب: خب بله دیگر، کتاب قصه میشود. کتاب قصهای که هیچ مقصود عملی و التزامی، به عبارت دیگر جوانحی و جوارحی، از کتاب الهی در اینجا دیگر متمشی نمیشود. این دارد در اینجا یک قصهای بیان میکند بدون هیچ مقصودی مثل اینکه یک شخصی دارد یک رمان مینویسد قرآن هم تبدیل به یک همچنین چیزی میشود. پس کتاب خدا...،
یا اینکه فرض کنید که وَ عِبٰادُ اَلرَّحْمٰنِ اَلَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى اَلْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذٰا خٰاطَبَهُمُ اَلْجٰاهِلُونَ قٰالُوا سَلاٰماً ﴿الفرقان، ٦٣﴾ وَ اَلَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِيٰاماً ﴿الفرقان، ٦٤﴾ و ...، عباد الرحمن این طوری هستند، خیلی خب، عباد الرحمن امم سابقه یا عباد الرحمن در امت پیغمبر؟ حالا این را ما میگوییم که خب این در اینجا چون دلالت بر امم سابقه ندارد حالا این میخورد به این زمان و...، آیات قرآن... سؤال: ...؟

