جلسه ۹۱
11فرض کنید که: منها موثقة... ان رجلین اقتسما ... فی دابة فزعم کل منهما... علی مذوده، مذوده یعنی همان اسطبل، محل علف خوردن و فلان و این حرفها. یعنی این جزو اسبهای این است که اینجا بار آمده و بزرگ شده و آن یکی هم میگوید نه، این اصلاً خصوصیاتش به اسبهای من میخورد، این در چراگاه من بوده. و اقام کل ...، خب در اینجا دیگر حضرت قائل به تقسیم نشده که بگوید بسیار خب قرعه برای یکی است ولی در واقع نصف قیمت را به کسی دیگر بپردازد، در حالتی که ما میبینیم که عقلاء در اینجا این کار را میکنند. اگر یک دابهای در اینجا باشد که قاطی شده باشد...، فرض کنید یک گوسفندی در یک رمهای است، آن چوپان هم یک رمهای دارد، یکدفعه یک گوسفند میآید، اختلاف میکنند، این میگوید این گوسفند جزو رمهی من است آن هم میگوید جزو رمهی من است و هیچ کدام [بینه ای] ندارند، تعداد رمهشان را نمیدانند چند تا است، این میگوید خصوصیاتش به رمۀ من میخورد، آن هم می گوید خصوصیاتش به رمۀ من می خورد، در اینجا چه کار میکنند؟ قائل بالمناصفه هستند دیگر. خب گوسفند را که با ساطور نصف نمیکنند. این را به یکی میدهند بعد میگویند خب نصف پولش را در اینجا به یکی دیگر بده. این یکی از آن مواردی است که جزو قسم دوم است که در اینجا سیرهی عقلاییه بر تنصیف است الا اینکه در اینجا، در روایت حکم به تنصیف نشده و حکم به لحوق شده.
روایات در عوائد هست و در وسائل[الشیعه] هم هست. وسائل[الشیعه] بیشتر از این[(عوائد)] دارد. بعضی از روایات در اینجا[(عوائد)] هست که در وسائل[الشیعه] نیست و بعضی روایات در وسائل[الشیعه] است که در اینجا[(عوائد)] نیست. این روایات را دیگر من نمیخوانم به خاطر اینکه دیدم دیگر اتلاف وقت است. اما بعضی از خصوصیات در آن بود، مثلاً از نظر همان بحث دیروز که قرآن حجت است و اینها، یک روایت خیلی جالبی بود، حضرت در این روایت فرمودند که: ما من امر مجهول الا و له اصل فی کتاب اللَه ولکن لا یدرکه عقول الرجال، از اینجا استفاده میکنیم که قرآن حجت است و این کتاب، یک کتاب عملی است یعنی این کتاب حجت شرعیه دارد و تمام مجهولات، اصل و ریشهاش و قاعدهاش و حل عقدهاش در کتاب الهی است. این روایات را خود رفقا مطالعه کنند چون ما بعداً در موارد مختلف که مختلف فیه هست با این روایات کار داریم. البته یک عده روایات، صحیح هستند، یک عده، موثق هستند و یک عده مرسل هستند. تا انشاءاللَه برای فردا.

