جلسه ۱۰۰
11و اما اشکال دوم این است که صحبت در اشتراک بین عالم و جاهل نیست تا اینکه شما نتوانید با قاعدۀ لاتعاد تخصیص بزنید ادلۀ اولیه را، صحبت در این نیست، صحبت در اتیان مامور به و عدم اتیان مامور به در خارج است، صحبت در این است. کسی نگفته که بین عالم و جاهل اشتراکی وجود ندارد، نخیر، در احکام بین عالم و جاهل اشتراک است ولی صحبت در این است که در عالم خارج مولا از عبد چه خواسته؟ در عالم خارج آیا صلاة به تمام الاجزاء خواسته یا صلاة به بعضی از اجزاء هم در آنجا خواسته؟ این صحبت هست در اینجا. اگر مولا صلاة به تمام الاجزاء خواسته پس با قاعدۀ لاتعاد منافات دارد. یعنی ادلۀ صلاة به تمام الاجزاء و شرایط منافات پیدا میکند با قاعدۀ لاتعاد. اگر مولا بعضی از اجزا و شرایط را خواسته باز با خود ادلۀ صلوا بهذه الاجزاء این هم تنافی دارد، خب این هم منافات است چون شارع میگوید که من نماز به تمام اجزاء را میخواهم. هم از عالم میخواهم هم از جاهل میخواهم هم از ناسی میخواهم هم از غیر ناسی میخواهم. بسیار خب ناسی انجام نداده یا جاهل قاصر انجام نداده، هر دو این را انجام ندادند. این دوتا فقط عقاب نمیشوند، عقاب از اینها برداشته میشود اما اعاده چرا برداشته شود؟ باید اینها اعاده کنند. اما در مورد عالم متعمد و در مورد جاهل مقصر، هم عقاب مترتب بر آنهاست هم اعاده مترتب بر آنهاست. آنچه که در اینجا اوامر درصدد بیان آن هستند این است که مکلف باید صلاة به تمام الاجزاء و الشرایط را در عالم خارج اتیان کند، مولا این را میخواهد. خب، حالا در اینجا مکلف چند دسته میشوند:
بعضی از آنها علاوه بر اینکه عقاب بر آنها بار میشود اعاده هم هست
بعضی از آنها مانند جاهل قاصر عقاب ندارند اما اعاده دارند. جاهل قاصر و عالم متعمد، این دو تا اعاده دارند. همۀ اینها باید اعاده کنند. پس باز با قاعدۀ لاتعاد در اینجا تنافی پیدا میکند.

