طرح بحث ارتداد و نگرش جوامع غربی به این حکم الهی
4البته در نوشتهها، ازجمله همین مقالات مختلفی که در مجلاّت علمی یا حوزوی چاپ شدهاند، اشاراتی به این مسئله شده است و من دیدهام؛ قاعدتاً شما هم باید دیده باشید.
تلمیذ: در قواعد فقهی این مسئله را مطرح نکردهاند.
بحث ارتداد، جزء قواعد فقهیه
استاد: نه، در آنجا نیست ولیکن این قاعدهای است که ما میتوانیم این را جزء قواعد بیاوریم؛ چون با خیلی از جهات ارتباط پیدا میکند و فقط اختصاص به باب خاصی ندارد و همۀ موارد را میتواند استیعاب کند؛ مواردی که انطباق موضوع با آن شود، این مصداقش میشود.
تلمیذ: مسئلهای جنبی نسبت به ارتداد که اخیراً مطرح شده است، بحث جامعۀ اسلامی است که بعضی رفقا مطرح کردهاند که در بعضی از جاها تبدیل به مشکلی شده است و از افرادی دفاع میکنند که این افراد، افکار باطل را در جامعه ترویج میکنند مثل سروش و امثالذلک؛ یعنی از باب اینکه دین اسلام، دین سهله و سمحه است، در دفاع از اسلام با خیلی از کفار و زنادقه بحث میکردند، درحالیکه اینطور نیست که هر کسی در جامعه بتواند هر چیزی را ابراز کند. گفتم که آیا شما حاضر هستید که بر سر سفرۀ غذا سمی بگذارید و بگویید: «هرچه میخواهی بخور؟! یا غذای طیب و طاهر میگذارید؟!» حالا نمیدانم که آیا دفاع ما درست بوده است یا نه چون این آزادی هم که حضرات آقایان قبول دارند بر همین اساس است.
استاد: عرض کردم که حالا باید راجع به این مسئله صحبت کنیم.
تلمیذ: یعنی در جامعه چقدر شخص میتواند افکار خودش را مطرح کند؟ آن کسی که براساس فکر قدم برمیدارد، منبابمثال شخصی که عناد هم ندارد تا چه حدّ و اندازه میتواند افکار خودش را در اجتماع مطرح کند؟
حدّ بیان افکار شخصی در جامعۀ اسلامی
استاد: اگر طرح یک مسئله در جامعه موجب شود که افکاری دچار تردید شوند، وظیفۀ حکومت اسلام این است که از این طرحها جلوگیری کند. اما اگر شخصی میخواهد افکار خودش را ـ هر فکری که دارد ـ در معرض قضاوت و فهم قرار دهد یعنی واقعاً شخص معاندی نیست و بحث عناد مطرح نیست، نمیتوان از طرح افکار این شخص جلوگیری کرد بلکه اگر این مطلب، جا برای صحبت دارد باید برای هر کسی که میتواند مطرح کند.

