جلسه ۲
9روایت دیگر روایتی است در کافی از محمّد بن یعقوب عن علی بن ابراهیم عن أبیه عن عدة من اصحابنا عن سهل بن زیاد جمیعاً عن ابن محبوب عن العلاء ابن رزین عن محمّد بن مسلم، روایت، روایت صحیح است، قال: سألتُ أبا جعفر علیه السلام عن المرتّد فقال: من رغب عن الاسلام و کفر بما اُنزل علی محمد [صلی اللَه علیه و آله و سلم] بعد اسلامه فلا توبَة لَه، در اینجا نفی توبه دارد، و قد وَجَبَ قتلُه و بانَت منهُ امرأتُه و یُقسَّم ما ترک علی وُلدِه.
روایت دیگر که باز بسیار روایت مهمی است و روی این روایت بایستی که ما دقت کنیم چون تبعاتی دارد و یک فروعاتی بر این روایت متفرّع میشود، میفرماید که و بالاسناد عن ابن محبوب، همین اسناد کلینی عن ابن محبوب، یا به اسناد تهذیب است چون روایت را شیخ نقل میکند، روایتِ بعد است، همین است، شیخ نقل میکند باسناده عن سهل بن زیاد، حالا همین اسنادش از ابن محبوب است، از ابن محبوب، از هشام بن سالم، عن عمّار الساباطی، قال: سمعتُ أبا عبداللَه علیه السلام یقول: کُلّ مسلم بین المسلمین ارتّد عن الاسلام و جحد محمّداً صلی اللَه علیه و آله، نبوّتَه و کَّذبه فانّ دَمُه مباح لمن سمع ذلک منه، نکته در این جاست، و امرأتُه بائنة منه یوم الرتد، از روزی که مرتد میشود، امرأه بائن است، این مسأله، مسألۀ مهم است، ببینید، ما بدانیم از روزی که مرتد میشود احکام ارتداد بر او بار میشود، و یُقَسَّمُ ماله علی ورثته و تعتُّد امرأتُه عدّة المتوفی عنها زوجها و علی الامام أن یقتله و لا یَستتیبَهُ، ؟ این روایت میگوید از روزی که مرتد است، امرأته بائنة منه و تعتَّد امرأته عدة المتوفی عنها زوجها. این روایت میفرماید: مَن جَحد اماماً من اللَه و بَرئ منهُ و من دینه فهو کافر مرتدٌّ عن الاسلام، خب، این جحود موجب ارتداد است. و از وقت ارتداد این روایت میفرماید: امرأته بائنةٌ منه، بعد در اینجا میفرماید الّا أن یرجع و یتوب الی اللَه، مگر اینکه برگردد و توبه کند. آیا این توبه، کشف از عدم ارتداد میکند؟ یا اینکه نه این توبه کشف از عدم ارتداد نمیکند، این توبه، موجب عدم ترتّب احکام ارتداد است به نحوی که آیا این زن باید بعد از توبه، نکاح مجدد کند؟ یا اینکه این توبه کشف میکند از عدم ارتداد واقعی؟ اینها نکتههای بسیار مهمی است که در این روایات وجود دارد و باید بعد به اینها برسیم، یعنی حرف دارد اینها، در جمع بین این روایات، ما الآن این روایات را میخوانیم، امروز و فردا میخوانیم و بعد بحث کلّی میکنیم، در آخر مطلب، آخرین بحث ما جمع روائی است. یعنی وقتی که مطلب را در مورد ارتداد تمام کردیم، تازه باید بیائیم سراغ روایات و خلاصه ببینیم متون در اینجا برای ما چه مطالبی دارند؟ این هم یک مطلب.

