
انواع ارتداد و ذکر بعضی از روایات
تفاوتهای ارتداد ملی و فطری و بررسی حکم توبه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین احکام فقهی ارتداد میپردازند و مباحث مربوط به ارتداد ملی و فطری را بر اساس روایات بررسی میکنند. بحث با تعریف ارتداد ملی به عنوان ارتداد مسبوق به شرک و ارتداد فطری به عنوان ارتداد مسبوق به اسلام آغاز میشود و شرایط استتابه و توبه دادن مرتد مورد تحلیل قرار میگیرد. در ادامه، تفاوت میان احکام مرد و زن در موضوع ارتداد تبیین شده و به این نکته اشاره میشود که واکنشهای عاطفی و احساسی زن در این احکام لحاظ شده است. در پایان نیز به شبهات بدوی و ریشههای شرک پنهان در نفوس انسانها پرداخته میشود.
انواع ارتداد و ذکر بعضی از روایات
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین احکام فقهی ارتداد میپردازند و مباحث مربوط به ارتداد ملی و فطری را بر اساس روایات بررسی میکنند. بحث با تعریف ارتداد ملی به عنوان ارتداد مسبوق به شرک و ارتداد فطری به عنوان ارتداد مسبوق به اسلام آغاز میشود و شرایط استتابه و توبه دادن مرتد مورد تحلیل قرار میگیرد. در ادامه، تفاوت میان احکام مرد و زن در موضوع ارتداد تبیین شده و به این نکته اشاره میشود که واکنشهای عاطفی و احساسی زن در این احکام لحاظ شده است. در پایان نیز به شبهات بدوی و ریشههای شرک پنهان در نفوس انسانها پرداخته میشود.
انواع ارتداد و ذکر بعضی از روایات
14کم بودن روحیۀ طلب در افراد اهل پول و ثروت
لذا کسانی که دوروبر پیغمبر و ائمه علیهمالسّلام بودند، همه افراد بیبضاعت و مستضعف بودند. خیلی کم افرادی پیدا میشدند که غنی باشند و بهدنبال پیغمبر باشند. بهدنبال بزرگان هم همینطور است؛ آنهایی که میآیند و اهل پول و ثروت و مستغنی هستند، روحیۀ طلب در آنها خیلی کم است. روحیۀ طلب در افرادی هست که جهات صارفه و منحرفه و مانعۀ از طریق و راه برای آنها نیست. این هم یک مطلب.
روایت دوم: روایت محمد بن علیّ بن الحسین است عن جعفر عن أبیه علیهماالسّلام است:
عن علی علیهالسّلام قال: «إِذا ارتَدَّتِ المرأةُ عنِ الإِسلامِ لم تُقتَلْ و لکن تُحبَسُ أبداً.»1
این هم دلالت میکند بر اینکه بهطورکلی حکم قتل بر مرأه وجود ندارد.
روایت سوم:
عن حرِیزٍ عن أبِیعبدِاللّهِ علیهالسّلام قال: «لا یُخَلّدُ فِی السِّجنِ إِلّا ثَلاثةٌ الّذِی یُمسِک علی المَوتِ و المَرأةُ تَرْتَدُّ عنِ الإِسلامِ و السّارِقُ بعد قطعِ الیدِ و الرِّجلِ.»2
«الّذِی یُمسِکُ علَی المَوتِ»، یعنی مثلاً کسی که فردی را میگیرد و دیگری گردن او را میزند و شریک در قتل میشود.
روایت چهارم:
عنهُ عنِ الحسنِ بنِ محبُوبٍ عن عبّادِ بنِ صُهیبٍ عن أبِیعبدِاللّهِ علیهالسّلام قال: «المُرتدُّ یُستَتابُ فإِن تابَ و إِلّا قُتِل و المرأةُ تُستَتابُ فإِن تابَتْ و إِلّا حُبِسَتْ فِی السِّجنِ و أُضِرَّ بِها.»3
«أُضِرَّ بِها»، یعنی به او ضرر میرسانند.
روایت پنجم: این روایت با روایات دیگر فرق میکند:
و عنهُ عنِ النّضرِ بنِ سُویدٍ عن عاصِمِ بنِ حُمیدٍ عن مُحمّدِ بنِ قیسٍ عن أبِیجعفرٍ علیهالسّلام قال: «قَضی أمِیرُالمُؤمِنِین علیهالسّلام فِی ولِیدةٍ کانت نصرانِیةً فأسلمتْ و وَلدتْ لِسیدِها ثُمّ إِنّ سیدَها ماتَ و أوصی بِها عتاقة السُّرِّیةِ علی عهدِ عُمر فنَکحتْ نصرانِیًا دیرانِیًا و تَنَصَّرتْ فوَلدتْ مِنهُ ولدینِ و حبِلتْ بِالثّالِثِ فقَضی فِیها أن یعرضَ علیها الإِسلامُ فعُرِض علیها الإِسلامُ فأبتْ فقالَ: ”ما ولدت مِن ولدٍ نصرانِیًا فهُم عبِیدٌ لِأخِیهِمُ الّذِی وَلدت لِسیدِها الأوّلِ و أنا أحبِسُها حتّی تضعَ ولدَها فإِذا ولدتْ قَتَلتُها“.»4
- . وسائل الشیعة، ج 1۸، ابواب حد المرتد، باب 4، ص 549، ح 2.
- . وسائل الشیعة، ج 1۸، ابواب حد المرتد، باب 4، ص 550، ح 3.
- . وسائل الشیعة، ج 1۸، ابواب حد المرتد، باب 4، ص 550، ح 4.
- . همان، ح 5.
