
انواع ارتداد و ذکر بعضی از روایات
تفاوتهای ارتداد ملی و فطری و بررسی حکم توبه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین احکام فقهی ارتداد میپردازند و مباحث مربوط به ارتداد ملی و فطری را بر اساس روایات بررسی میکنند. بحث با تعریف ارتداد ملی به عنوان ارتداد مسبوق به شرک و ارتداد فطری به عنوان ارتداد مسبوق به اسلام آغاز میشود و شرایط استتابه و توبه دادن مرتد مورد تحلیل قرار میگیرد. در ادامه، تفاوت میان احکام مرد و زن در موضوع ارتداد تبیین شده و به این نکته اشاره میشود که واکنشهای عاطفی و احساسی زن در این احکام لحاظ شده است. در پایان نیز به شبهات بدوی و ریشههای شرک پنهان در نفوس انسانها پرداخته میشود.
انواع ارتداد و ذکر بعضی از روایات
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین احکام فقهی ارتداد میپردازند و مباحث مربوط به ارتداد ملی و فطری را بر اساس روایات بررسی میکنند. بحث با تعریف ارتداد ملی به عنوان ارتداد مسبوق به شرک و ارتداد فطری به عنوان ارتداد مسبوق به اسلام آغاز میشود و شرایط استتابه و توبه دادن مرتد مورد تحلیل قرار میگیرد. در ادامه، تفاوت میان احکام مرد و زن در موضوع ارتداد تبیین شده و به این نکته اشاره میشود که واکنشهای عاطفی و احساسی زن در این احکام لحاظ شده است. در پایان نیز به شبهات بدوی و ریشههای شرک پنهان در نفوس انسانها پرداخته میشود.
انواع ارتداد و ذکر بعضی از روایات
6مسئلۀ ملّی و فطری از موضوعات متفرعۀ بر ارتداد
مسئلۀ ملّی و فطری از موضوعات متفرعۀ بر ارتداد است و این مطلب مهمی است.
حکم مرتد ملّی و فطری اوّلاً بلااوّل
مطلب مهم این است که اگر فردی اوّلاً بلااول مرتد شد نباید او را به قتل برسانند؛ چه ملّی و چه فطری باشد فرقی نمیکند. اوّلاً بلااوّل «یُستَتاب و إلّا قُتل» باید توبهاش بدهند اگر توبه نکرد باید کشته شود و مقتول شود.
حالا اگر کسی را توبه دادند و قبول نکرد به دو نحو باید رفتار کرد:
اگر فطری بود «قُتل». و اگر ملّی بود باید او را ثلاثة ایام نگه دارند. آیا توجه فرمودید؟! اسم آن ثلاثة ایام را میگذارند «استتابه». اینطور نیست که از اول نسبت به مرتد فطری هیچ اقدامی نکنند و فوراً شمشیر را زیر گلویش بگذارند و نسبت به مرتد ملّی ثلاثة ایام صبر کنند و بعد او را ازبین ببرند. اینجا است که ما میفهمیم این روایت، اصلاً در مقام تعیین ملّی و فطری نیست. این برگشتش به چیست؟
باید روایات را دستهبندی کنیم و بعد حکم را بهدست آوریم. لذا چون یکعده متوجه این مطلب نشدهاند لذا گفتهاند که این روایت در مقام اطلاق است؛ «یُستَتاب و إلّا قُتل»! درحالیکه این روایت مطلق نیست و فقط اصل ارتداد را بیان میکند. ما این روایت را با روایاتی که دلالت بر مرتد ملّی میکنند یکی میدانیم، ما «رجُل» را که در جملۀ «فی رجلٍ رَجَعَ عن الإسلام» مطلق است تخصیص میزنیم به مرتد ملّی نه به مرتد فطری، درحالیکه اصلاً اینجا مقام اطلاق و اجمال نیست بلکه فقط مقام تبیین اصل مسئلۀ ارتداد است، نه کیفیت و شقوق ارتداد؛ ارتداد ملّی و ارتداد فطری.
تلمیذ: چه فرقی با روایت دیگر دارد که بدون استتابه میگویند: «یُقتَل»؟!
استاد: در آنجایی که «یُقتَل» بدون استتابه است، ما باید آن روایات را حمل کنیم بر اینکه راوی از بیان حکم مسئلۀ ارتداد از طرف حضرت فارغ شدهاند؛ یعنی حضرت مسئلۀ ارتداد را بیان کردهاند، همینطور که من الآن دارم صحبت میکنم بهذه الکیفیة. یعنی اول مسئلۀ ارتداد را بیان میکنم و بعداً مسائل دیگر را. در مسئلۀ ارتداد میگویم: «رجلٌ رَجَعَ عن الإسلامِ یُستتابُ»، تمام! هذه المسئلةُ فی خصوصِ الإرتدادِ. بعد «رجلٌ رَجَعَ عن الإسلامِ یُستتاب و إلّا قُتل»، هذه الکیفیةُ یَنتهی إلی المرتدِّ الملّی و بعدَه هذا الرجلُ رَجَعَ عن الإسلام، لا بُدَّ أن یُقتَلَ بدون الإستتابةِ، هذه المسئلةُ یَنتَهی إلی الرّجلِ المرتدِّ الفطریِّ.
