اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

انواع ارتداد و ذکر بعضی از روایات

تفاوت‌های ارتداد ملی و فطری و بررسی حکم توبه

14٬425
فقه

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین احکام فقهی ارتداد می‌پردازند و مباحث مربوط به ارتداد ملی و فطری را بر اساس روایات بررسی می‌کنند. بحث با تعریف ارتداد ملی به عنوان ارتداد مسبوق به شرک و ارتداد فطری به عنوان ارتداد مسبوق به اسلام آغاز می‌شود و شرایط استتابه و توبه دادن مرتد مورد تحلیل قرار می‌گیرد. در ادامه، تفاوت میان احکام مرد و زن در موضوع ارتداد تبیین شده و به این نکته اشاره می‌شود که واکنش‌های عاطفی و احساسی زن در این احکام لحاظ شده است. در پایان نیز به شبهات بدوی و ریشه‌های شرک پنهان در نفوس انسان‌ها پرداخته می‌شود.

انواع ارتداد و ذکر بعضی از روایات

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین احکام فقهی ارتداد می‌پردازند و مباحث مربوط به ارتداد ملی و فطری را بر اساس روایات بررسی می‌کنند. بحث با تعریف ارتداد ملی به عنوان ارتداد مسبوق به شرک و ارتداد فطری به عنوان ارتداد مسبوق به اسلام آغاز می‌شود و شرایط استتابه و توبه دادن مرتد مورد تحلیل قرار می‌گیرد. در ادامه، تفاوت میان احکام مرد و زن در موضوع ارتداد تبیین شده و به این نکته اشاره می‌شود که واکنش‌های عاطفی و احساسی زن در این احکام لحاظ شده است. در پایان نیز به شبهات بدوی و ریشه‌های شرک پنهان در نفوس انسان‌ها پرداخته می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

انواع ارتداد و ذکر بعضی از روایات

9
  • مسئله‌ای که در مورد مرتد ملّی هست این است که چون این شخص قبلاً نصرانی بوده و دارای افکار نصرانی است، اسلام در اینجا علاوۀ بر استتابۀ اُولی تخفیفی هم به او داده است و مهلتی به او داده است که این مهلت عین عدل است؛ این عین عدل است که با هر کسی به‌مقتضای موقعیت و جوانب عمل شود. به مقتضای ملّی بودنش در اینجا به او تخفیف هم داده شده است. با اینکه حکمش در واقع قتل است و باید کشته شود اما شارع در اینجا از باب تخفیف و منّةً علَی ‌العباد مهلتی به او داده است؛ ولی چون حکم درواقع قتل است لذا در مرتد فطری این حکم را اجرا می‌کنند. پس دو قسم ارتداد و دو قسم استتابه داریم. این یک بیانی بود که مربوط به این روایت است.

  • روایت چهارم: از جابر بن عبدالله است:

  • عن أبِی‌عبدِاللّهِ علیه‌السّلام قال: «أُتِیَ أمِیرُالمُؤمِنِین علیه‌السّلام برجُلٍ مِن بنِی‌ثعلبةِ قد تَنَصَّرُ بعدَ إسلامِهِ فشَهِدُوا علیهِ فقالَ لهُ أمِیرُالمُؤمِنِین علیه‌السّلام: ‌”ما یقُولُ هؤلاءِ الشُّهُودُ؟‌“ فقالَ: ‌”صَدقوا و أنا أرجِعُ إِلی الإِسلامِ.‌“ فقالَ: ‌”أما إِنّکَ لو کَذَّبْتَ الشُّهُودَ لضَربْتُ عُنُقَک و قد قبِلتُ مِنک فلا تعُد فإِنّک إِن رَجعتَ لم أَقبلُ مِنک رُجُوعاً بعدَهُ‌“.»1

  • حضرت در اینجا می‌فرماید که اگر می‌آمدی و می‌گفتی که شهود دروغ گفته‌اند، من گردنت را می‌زدم؛ ولی چون راست گفته‌ای ـ که خلاصه این دینی که الآن به ما می‌گویند را نمی‌خواهیم ـ و مرد و مردانه گفتی، ما از تو قبول می‌‌کنیم ولی دیگر این کار را نکن و خلاصه این مطالب را نگو! البته این روایت هم روایتی است که کیفیت استتابه و غیره را بیان نمی‌کند.

  • تلمیذ: آیا اگر شهود را تکذیب می‌کرد، در حقیقت ارتداد خودش را رد می‌کرد؟

  • استاد: اگر تکذیب شهود می‌کرد چون شهود مسلّم بودند، یعنی در تأییدشان صادق بودند، بنابراین یک عناد در اینجا مطرح می‌شد که این شخص از یک طرف اظهار ارتداد می‌کند و از یک طرف هم انکار ارتداد می‌کند و عناد دراین‌صورت به‌واسطۀ شهود مشخص می‌شود. وقتی که عناد مشخص شد، آن‌وقت این مطالب ما در اینجا پیدا می‌شود که معلوم می‌شود او قصد دارد؛ یعنی قصد ایذاء دارد، قصد اضرار دارد، قصد افساد دارد. مطلب این است و حضرت می‌خواهند این را بفرمایند. ولی خیلی راحت و صادقانه آمد و گفت: «بله، من مرتد شده‌ام و الآن أرجِعُ إِلی الإِسلامِ؛ به اسلام برمی‌گردم.»

    1. . وسائل الشیعة، ج 1۸، ابواب حدّ المرتد، باب 3، ص 547، ح 4.
/ 0