
احکام، دائرمدار مقام اثبات و ثبوت
تفاوت عالم واقع با محاکم ظاهری در اجرای احکام ارتداد
این جلسه از سلسله دروس خارج فقه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین یکی از قاعدههای مهم فقهی یعنی تفاوت میان مقام اثبات و مقام ثبوت در اجرای احکام شریعت میپردازد. استاد ابتدا با بررسی روایات باب ارتداد و زندیق، نشان میدهد که احکام شرعی در عالم واقع دائرمدار نفسالأمر و ثبوت واقعی هستند، در حالی که محاکم ظاهری و قضاوت نیازمند دلایل و بیّنات در مقام اثباتاند. در ادامه، با ذکر مثالهایی از احکام ارتداد، مسخره کردن دین، و نحوه برخورد با غلات، تبیین میشود که اثبات جرم در دادگاه شرایط خاص خود را دارد، اما ثبوت واقعی با علم مکلف یا واقعیت امر متفاوت است. در پایان نیز ضمن نقد برداشتهای افراطی از برخی روایات کفر و ارتداد، بر لزوم احتیاط و اجتناب از قضاوتهای شتابزده در احکام فقهی تأکید میشود.
احکام، دائرمدار مقام اثبات و ثبوت
توضیحات:
این جلسه از سلسله دروس خارج فقه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین یکی از قاعدههای مهم فقهی یعنی تفاوت میان مقام اثبات و مقام ثبوت در اجرای احکام شریعت میپردازد. استاد ابتدا با بررسی روایات باب ارتداد و زندیق، نشان میدهد که احکام شرعی در عالم واقع دائرمدار نفسالأمر و ثبوت واقعی هستند، در حالی که محاکم ظاهری و قضاوت نیازمند دلایل و بیّنات در مقام اثباتاند. در ادامه، با ذکر مثالهایی از احکام ارتداد، مسخره کردن دین، و نحوه برخورد با غلات، تبیین میشود که اثبات جرم در دادگاه شرایط خاص خود را دارد، اما ثبوت واقعی با علم مکلف یا واقعیت امر متفاوت است. در پایان نیز ضمن نقد برداشتهای افراطی از برخی روایات کفر و ارتداد، بر لزوم احتیاط و اجتناب از قضاوتهای شتابزده در احکام فقهی تأکید میشود.
احکام، دائرمدار مقام اثبات و ثبوت
11تلمیذ: نماز خواندشان چطور؟ نماز جمعه میخوانند، نماز شب میخوانند و مثل ما نماز جماعت میخوانند، أشهد أنَّ لا إله إلا الله میگویند، أشهد أنَّ محمداً رسول الله و أشهد أنَّ علیاً ولی الله میگویند، هیچ فرقی با ما از جهت ظاهر ندارند، چطور میتوانیم حکم کنیم که اینها مرتد هستند؟!
استاد: حالا انسان نمیتواند به این اطلاقات تمسّک کند، عناوین و اعتبارات و اینها زیاد است؛ ولی صحبت در این است که اگر واقعاً مثل نصاریٰ بخواهند قائل به الوهیت باشند، آنوقت دیگر مسئلهاش فرق میکند. منبابمثال راجع به اینها داریم:
عن هِشامِ بنِ سالِم قالَ سَمِعتُ أباعبدِاللّهِ علیهالسّلام یَقُولُ و هُو یُحَدِّثُ أصحابَهُ بِحَدِیثِ عبدِاللّهِ بنِ سبإٍ و ما ادَّعَی مِن الرُّبُوبِیةِ لِأمِیرِالمُؤمِنِین علیهالسلام فقالَ: «إِنّهُ لَمّا ادَّعَی ذلِک فِیهِ إستتابَهُ أمِیرُالمُؤمِنِین علیهالسّلام فأبی أن یَتُوبَ فأَحْرَقَهُ بِالنّارِ».1
این ادعای ربوبیتی که عبدالله بن سبأ میکند چه نحوه از ربوبیت است؟ این نحوه باید روشن شود. یکوقت این ادعای ربوبیت، ادعای مظهریت است که آن ادعا، ادعای ربوبیت نیست. یکوقت این ادعا نفی ربوبیت الٰه و اثبات ربوبیت امیرالمؤمنین علیهالسّلام است، و بهعبارتدیگر تجسّم ربوبیت در این فرد است، اگر اینطور باشد همین است که حضرت در اینجا از آن نگذشتند.
یا منبابمثال روایتی است از امام حسن عسگری علیهالسّلام که در حق غلات مکتوب میفرماید:
عن سهلِ بنِ زِیادٍ فِی حدِیثٍ: أنّ أباالحسنِ العسکرِی علیهالسّلام کَتبَ إِلی بعضِ أصحابِنا فِی کتابٍ فِی حقِّ الغُلاةِ قالَ: «و إِن وَجدتَ مِن أحدٍ مِنهُم خلوةً فاشدخ رأسَهُ بِالصّخرةِ».2
«حضرت در حقّ غُلات نوشتند: اگر در جایی پنهانی بهچنگش انداختی سرش را به صخره بکوب!»
این مسئله هم از مسائلی است که باید در ارتداد مورد دقت قرار بگیرد. یعنی مطالب ارتداد، مطالب خیلی متفاوتی هستند که افراد تحت عناوین مختلف مورد ارتداد قرار میگیرند؛ افرادی که احکام ظاهری را انکار میکنند، افرادی که اعتقادات مانند ولایت و امامت ائمه علیهمالسّلام را مردود میدانند، افرادی که نسبت به رسالت دچار شک میشوند، افرادی که در مسائل اعتقادی و توحیدی دچار شک میشوند، باید تمام اینها را دستهبندی کرد و در هر کدام از اینها باید راجع به خود اینها و خصوصیات اعتقادیشان صحبت کرد. یعنی مسئلۀ ارتداد یک مسئله است و افرادی که مبتلا به این مسائل هستند حکم دیگری دارند.
- . وسائل الشیعة، ج 1۸، ابواب حد المرتد، باب 6، ص 554، ح 5.
- . همان، ح 7.
