
احکام، دائرمدار مقام اثبات و ثبوت
تفاوت عالم واقع با محاکم ظاهری در اجرای احکام ارتداد
این جلسه از سلسله دروس خارج فقه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین یکی از قاعدههای مهم فقهی یعنی تفاوت میان مقام اثبات و مقام ثبوت در اجرای احکام شریعت میپردازد. استاد ابتدا با بررسی روایات باب ارتداد و زندیق، نشان میدهد که احکام شرعی در عالم واقع دائرمدار نفسالأمر و ثبوت واقعی هستند، در حالی که محاکم ظاهری و قضاوت نیازمند دلایل و بیّنات در مقام اثباتاند. در ادامه، با ذکر مثالهایی از احکام ارتداد، مسخره کردن دین، و نحوه برخورد با غلات، تبیین میشود که اثبات جرم در دادگاه شرایط خاص خود را دارد، اما ثبوت واقعی با علم مکلف یا واقعیت امر متفاوت است. در پایان نیز ضمن نقد برداشتهای افراطی از برخی روایات کفر و ارتداد، بر لزوم احتیاط و اجتناب از قضاوتهای شتابزده در احکام فقهی تأکید میشود.
احکام، دائرمدار مقام اثبات و ثبوت
توضیحات:
این جلسه از سلسله دروس خارج فقه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین یکی از قاعدههای مهم فقهی یعنی تفاوت میان مقام اثبات و مقام ثبوت در اجرای احکام شریعت میپردازد. استاد ابتدا با بررسی روایات باب ارتداد و زندیق، نشان میدهد که احکام شرعی در عالم واقع دائرمدار نفسالأمر و ثبوت واقعی هستند، در حالی که محاکم ظاهری و قضاوت نیازمند دلایل و بیّنات در مقام اثباتاند. در ادامه، با ذکر مثالهایی از احکام ارتداد، مسخره کردن دین، و نحوه برخورد با غلات، تبیین میشود که اثبات جرم در دادگاه شرایط خاص خود را دارد، اما ثبوت واقعی با علم مکلف یا واقعیت امر متفاوت است. در پایان نیز ضمن نقد برداشتهای افراطی از برخی روایات کفر و ارتداد، بر لزوم احتیاط و اجتناب از قضاوتهای شتابزده در احکام فقهی تأکید میشود.
احکام، دائرمدار مقام اثبات و ثبوت
13تلمیذ: پس روشن نشد کسی که شیعه است و امامت را بهعنوان یک اصل اصیل قبول ندارد و سه اصل توحید، نبوت و معاد را قبول دارد، شیعه هم هست ولی نسبت به ولایت و امامت میگوید که فرعی از فروع است ولو اینکه نظری هم باشد [تکلیفش چیست].
استاد: بحث فرعی از فروع نیست. صلاة هم فرعی از فروع است، صوم هم فرعی از فروع است. یکوقت انکار این مطلب موجب انکار رسالت است، یکوقت هم میگوید که بنده در روایات تحقیق کردهام و به این نتیجه رسیدهام که نماز نداریم؛ دراینصورت که او را نمیکشند بلکه میگویند: نسبت به اینهمه روایات و آیۀ قرآن چه میگویی؟! حالا فرعی از فروع باشد! بحث در فرعی و غیر فرعی نیست بلکه بحث ما در ارتداد این است که ضروریای از ضروریات دین را بهنحوی انکار کند که این انکار موجب انکار رسالت شود. بحث ضروری این است و در اصطلاح شیعه، امامت از ضروریات است و در مکتب اهل تسنّن از ضروریات نیست.
حالا اگر یک نفر از شیعه انکار امامت کرد، او انکار ضروریای از ضروریات دین را کرده است، و این انکار از انکار نماز هم بدتر است! باید با این شخص بحث کرد و اگر این شخص معاند نباشد، با این ادلّۀ واضحه و براهینی که داریم باید بپذیرد و اگر دیدیم که این شخص اصلاً مستضعف است و اصلاً فهم او به امامت نمیرسد، آنوقت ما نمیتوانیم احکام ارتداد را بر او بار کنیم. مثل اینکه یک شخص الآن حج را نفهمد، امر به معروف را نفهمد که ضرورت دارد. وقتی کسی نفهمد، او را نمیکشند. همۀ اینها در مقام اثبات است که بتواند این مطلب ثابت شود.
روایت دیگر در مورد شتم است که الآن این مسئله خیلی وجود دارد. روایت در کافی است و سندش هم صحیح است:
مُحمّدُ بنُ یعقُوب عن علیّ بنِ إِبراهِیم عن أبِیهِ عنِ ابنِ أبِیعُمیرٍ عن هِشامِ بنِ سالِمٍ عن أبِیعبدِاللّهِ علیهالسّلام أنّهُ سُئِلَ عَمَّنَ شَتَمَ رسُول اللّهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم فقال علیه السَّلام: «یَقتُلُهُ الأدْنَی فالأدْنَی قَبلَ أن یُرفَعَ إِلی الإِمامِ».1
- . وسائل الشیعة، ج 1۸، ابواب حد المرتد، باب 7، ص 554، ح 1.
