اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

احکام، دائرمدار مقام اثبات و ثبوت

تفاوت عالم واقع با محاکم ظاهری در اجرای احکام ارتداد

14٬276
فقه

این جلسه از سلسله دروس خارج فقه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین یکی از قاعده‌های مهم فقهی یعنی تفاوت میان مقام اثبات و مقام ثبوت در اجرای احکام شریعت می‌پردازد. استاد ابتدا با بررسی روایات باب ارتداد و زندیق، نشان می‌دهد که احکام شرعی در عالم واقع دائرمدار نفس‌الأمر و ثبوت واقعی هستند، در حالی که محاکم ظاهری و قضاوت نیازمند دلایل و بیّنات در مقام اثبات‌اند. در ادامه، با ذکر مثال‌هایی از احکام ارتداد، مسخره کردن دین، و نحوه برخورد با غلات، تبیین می‌شود که اثبات جرم در دادگاه شرایط خاص خود را دارد، اما ثبوت واقعی با علم مکلف یا واقعیت امر متفاوت است. در پایان نیز ضمن نقد برداشت‌های افراطی از برخی روایات کفر و ارتداد، بر لزوم احتیاط و اجتناب از قضاوت‌های شتاب‌زده در احکام فقهی تأکید می‌شود.

احکام، دائرمدار مقام اثبات و ثبوت

توضیحات:

این جلسه از سلسله دروس خارج فقه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین یکی از قاعده‌های مهم فقهی یعنی تفاوت میان مقام اثبات و مقام ثبوت در اجرای احکام شریعت می‌پردازد. استاد ابتدا با بررسی روایات باب ارتداد و زندیق، نشان می‌دهد که احکام شرعی در عالم واقع دائرمدار نفس‌الأمر و ثبوت واقعی هستند، در حالی که محاکم ظاهری و قضاوت نیازمند دلایل و بیّنات در مقام اثبات‌اند. در ادامه، با ذکر مثال‌هایی از احکام ارتداد، مسخره کردن دین، و نحوه برخورد با غلات، تبیین می‌شود که اثبات جرم در دادگاه شرایط خاص خود را دارد، اما ثبوت واقعی با علم مکلف یا واقعیت امر متفاوت است. در پایان نیز ضمن نقد برداشت‌های افراطی از برخی روایات کفر و ارتداد، بر لزوم احتیاط و اجتناب از قضاوت‌های شتاب‌زده در احکام فقهی تأکید می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

احکام، دائرمدار مقام اثبات و ثبوت

6
  • همین‌طور ما می‌توانیم این مطلب را در مورد محاکم شرعی هم بگوییم؛ در مورد محاکم شرعی اگر قاضی شرع حکم کند به اینکه این مال، مال دیگری است و باید این مال را بپردازد، اگر شخصی خودش بینه و بین ‌الله علم داشته باشد بر اینکه مسئله برای قاضی شرع مشتبه شده است و ادّله‌ای که قاضی شرع دارد ناتمام‌اند، درصورتی‌که فسادی به بار نیاورد و موجب تشویش و اخلال و افساد نگردد، بینه و بین‌ الله می‌تواند به مدیون مراجعه کند و این مال را از او استنقاذ کند. حالا اگر در محکمه ثابت شد که او مال را گرفته است، دیگر باید خودش جواب بدهد و به خودش مربوط می‌باشد.

  • در اینجا دو مقام داریم؛ مقام ثبوت و مقام اثبات. شارع نیامده است که از نقطه‌نظر مقام اثبات، مقام ثبوت را ببندد. خیلی‌ها اشتباه می‌کنند و می‌گویند که اگر در محکمۀ شرعی قاضی آمد و بر این شهادت داد، دیگر اکل این مال سُحت است، همان‌طور که در روایات هم داریم: «و أکلُهُ سُحتٌ و مَن رَدَّ علیهم رادٌ علینا و الرّادُ علینا الرّادُ علَی الله و هو کحدِّ الشِّرکِ»1 و امثال‌ذلک. ولی صحبت در این است که کلام امام علیه‌السّلام در مقام اثبات نظر دارد نه در مقام ثبوت. یک‌وقت من در مقام اثبات شک دارم و می‌گویم که آقا این است، شما هم می‌گویید که این است، به قاضی رجوع می‌کنیم و بعد قاضی حکم می‌کند، در اینجا حرام است که تصرف کنید و اینجا اکل آن سحت است! اما یک‌وقت یقین دارم که این مال برای من است، این اصلاً رجوع به قاضی ندارد! یک‌وقت ملاک رجوع به قاضی، رفع شبهه و رفع تشنج و رفع تشتت و فصل خصومت است، در اینجا طرفین با شبهه به قاضی مراجعه می‌کنند و می‌گویند که ‌چنین قضیه‌ای بین ما اتفاق افتاده است، مدیون این را مدعی است و دائن این را مدعی است و ما نمی‌دانیم چه‌کار کنیم! قاضی هم حکم می‌کند تا اینکه مسئله حل شود. کلام امام علیه‌السّلام در اینجا است؛ یعنی درصورت رفع خصومت و رفع شبهه، اکل مال سحت است.

    1. . الكافي، ج 7، بابُ كراهِیةِ الِارتِفاعِ إِلى قُضاةِ الجورِ، ص 412، ح 5:
      «عن عُمر بنِ حنظلة قال: سألتُ أباعبدِاللّهِ علیه‌السّلام عن رجُلینِ مِن أصحابِنا یكُونُ بینهُما مُنازعةٌ فِی دینٍ أو مِیراثٍ فتحاكما إِلى السُّلطانِ أو إِلى القُضاةِ أ یحِلُّ ذلِك فقال من تحاكم إِلى الطّاغُوتِ فحكم لهُ فإِنّما یأخُذُ سُحتاً و إِن كان حقُّهُ ثابِتاً لِأنّهُ أخذ بِحُكمِ الطّاغُوتِ و قد أمر اللّهُ أن یكفر بِهِ قُلتُ كیف یصنعانِ قال انظُرُوا إِلى من كان مِنكُم قد روى حدِیثنا و نظر فِی حلالِنا و حرامِنا و عرف أحكامنا فارضوا بِهِ حكماً فإِنِّی قد جعلتُهُ علیكُم حاكِماً فإِذا حكم بِحُكمِنا فلم یقبلهُ مِنهُ فإِنّما بِحُكمِ اللّهِ قدِ استخفّ و علینا ردّ و الرّادُّ علینا الرّادُّ على اللّهِ و هُو على حدِّ الشِّركِ بِاللّهِ.»
/