جلسه ۵
17واقعاً یک شیعه پیدا میکنی که عقایدش طبق عقاید امیرالمؤمنین باشد؟ اگر پیدا میکنید بردارید بیاورید! واقعاً آن طوری که علی خدا را میشناخت، آن طوری که امام سجاد میشناخت، آن طوری که امام مجتبی میشناخت، آن طوری که امام جواد، اینها خدا را میشناختند و اینها، نه بابا جان مردم چی هستند؟ امروز این، فردا آن، پس فردا آن. شما نگاه بکنید یعنی واقعاً میگویم نه نگاه به مردم بکنید، نه به خواص خودمان نگاه بکنیم، خواص، ببینید اینها عقیدهشان چیست؟ اینها از فناء چه برداشتی میکنند؟ از ولیّ چه برداشتی میکنند؟ از توحید چه برداشتی میکنند؟ نگاه میکنی، آقا به جان شما، از بیارزش ترین مسائل، این مطالب را پایین تر قرار میدهند!
من به طرف گفتم از کجا دلالت میکنی زید بن ارقم فانی است؟ گفت رفته حرم یکدفعه خورده زمین! به به! ماشااللَه! آقا رفته حرم یکدفعه خورده زمین این فانی است! گفتم عمو فلانکس روزی ده دفعه تقی میخورد زمین...! یعنی اینقدر مسائل بیارزش و... شده و این حرفها که آن وقت به طرف میگویند فانی! باقی بعد الفناء! چی چی! اینها، این هستند، خواص ماها این طور باشند شما بروید برسید به مردم کوچه و بازار، عوام، اینها چیز هستند؟!
امروز بیایند به همۀ این مردم بگویند امام زمان پارسال ظهور کرده بود و بعد هم کشتند او را، همه قبول میکنند، همین ملّت قبول میکنند. همین الآن بیایند به یک نفر شال سبز ببندند، یک چیز اینجایش آویزان کنند، بعضیها میآیند در قم راه میروند و...، شال سبزی آویزان کنند و چند نفر امضاء کنند که این امام زمان است، آقا اگر بدانید تمام مردم ایران میآید به دست بوسی او! تمام ایران! همین مردم بلند میشوند و میآیند! همین آخوندها بلند میشوند و میآیند! بیاید یک نفر سؤال کند آقا تو امام زمان هستی چه داری؟ حالا بر فرض آمد و یک کاری هم کرد، فرض کن آمد این کتاب را تبدیل به عقرب کرد، تبدیل به گربه کرد، دیگر از این بالاتر؟ این امام زمان شد؟ خب آقا جوکی هندی هم از این کارها میکند، خیلی از این هندیها میکنند، مرتاض ها می کنند، یعنی وقتی که بیاید شما داخل مردم و اعتقادات مردم، میبینید کمترین چیزی که اینها به آن بهاء دادهاند دینشان است، اصلاً دین ندارند! اصلاً و ابدا!

