معنای لغوی ارتداد و بحث فقهی ـ استدلالی ارتداد
6استاد: بله، آن هم تشریعی است. همان اراده تشریع میشود. خود آنجا هم تشریع است، فرقی نمیکند. ارادۀ حق به صلاة موجب امر خارجی صلاة میشود. حالا اگر مثلاً یک نبی این اراده را در نفس خودش بفهمد، بدون امر خارجی صلاة را اتیان میکند.
توضیحی پیرامون مسئلۀ تکوین
مسئلۀ تکوین مسئلۀ خود عمل خارجی است که بدون اختیار تحقق پیدا میکند. آن را تکوین میگویند، مثل خلقت انسان، خلقت ملائکه، خود اصل خلقت و امثالذلک یا بهطورکلی جنبۀ فعل خارجی را ولو با ارادۀ شخص تکوین میگویند؛ یعنی آن فعلی که مستند به او است.
وجود اختیار برای همه در جنبۀ تشریع
در تشریع اختیار نهفته است. یعنی جنبۀ تشریع در انبیاء و غیر انبیاء و ملائکه لحاظ میشود و با تشریع عمل را انجام میدهند. یعنی به آنها امر میشود و آنها اختیاراً آن را انجام میدهند و با اختیار خودشان صعود پیدا میکنند. لذا ملائکه هم در آن حیطهای که هستند با اعمالی که انجام میدهند دائماً ترقی میکنند؛ اینطور نیست که ملائکه یک مرتبه داشته باشند. بله، خود ملائکه هم همینطور هستند.
تلمیذ: ﴿وَمَا مِنَّآ إِلَّا لَهُۥ مَقَامٞ مَّعۡلُومٞ﴾1 پس چیست؟!
تفاوت علم جبرئیل از زمان حضرت آدم تا زمان حال
استاد: جنبۀ طولی است. ولی از نقطهنظر عرضی حدّ یقفی ندارند یعنی اینطور نیست که مثلاً علم جبرئیل از زمان حضرت آدم یا قبل از آنها به هر اندازهای که بود، الآن هم در همان حد باشد. همینطور دائماً علمش زیاد میشود و ملائکۀ دیگر هم همینطور؛ چون علم حدّ یقفی ندارد چون پروردگار حدّ یقفی ندارد. اگر اینها تا بینهایت حرکت کنند مثل این است که سر جای خود ایستادهاند، هیچ حدّ یقفی نیست.2
بسم الله الرحمن الرحیم
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَن يَرۡتَدَّ مِنكُمۡ عَن دِينِهِۦ فَسَوۡفَ يَأۡتِي ٱللَّهُ بِقَوۡمٖ يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُۥٓ أَذِلَّةٍ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ يُجَٰهِدُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوۡمَةَ لَآئِمٖ ذَٰلِكَ فَضۡلُ ٱللَّهِ يُؤۡتِيهِ مَن يَشَآءُ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٌ﴾.3
- . سوره صافات (37) آیه 164. نور ملکوت قرآن، ج 2، ص 406:
«و هيچكدام از ما نيستند مگر آنكه براى او مقام و منزلت معلوم و مشخص است.» - . تلمیذ: پس مقام فناء پیدا نمیکنند؟
وجه امتیاز بشر با ملائکه
استاد: نهخیر، آن مربوط به سلسلۀ طولی است.
تلمیذ: پس امتیاز بشر با ملائکه فقط در همین مقام طولی است.
استاد: بله.
تلمیذ: پس در حقیقت اوامر در آنجا همان ادراک مصالح و مفاسد میشود.
استاد: بله، یعنی چون عقل به فعلیت میرسد با ادراک مصالح و مفاسد برای خودش مشرّع خواهد بود.
تلمیذ: میفهمد که مولا از او چه خواسته است؟
استاد: میفهمد مثل اینجا. در اینجا هم همینطور است اگر واقعاً عبدی به مصلحت و مفسدۀ نفسالأمریه برسد نیاز به امر مولا ندارد، خودش هم انجام میدهد.
تلمیذ: پس این کلمهای که در قرآن است ﴿وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ﴾ معلوم میشود که این امر درمقابل خلق است یعنی همان نفسالأمر و واقع، امر تشریعی نیست.
استاد: بله. یعنی فرقی نمیکند، امر هم تشریع است یعنی همین اطلاع بر مفسده و مصلحت هم خودش تشریع است. - . سوره مائده (5) آیه 54.
- . سوره صافات (37) آیه 164. نور ملکوت قرآن، ج 2، ص 406:

