اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اهمیت تاریخ و فهم عرفی در استنباط احکام فقهی

نقش بررسی شرایط تاریخی و منابع اهل سنت در اجتهاد

14٬270
فقه

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین لوازم و سختی‌های کار اجتهاد و افتاء پرداخته و تأکید می‌کنند که استنباط احکام دین و تمسک به اطلاقات کتاب و سنت، نیازمند تسلط کامل بر مبانی، روایات و مجموع آثار علمی است و با تتبعات اجمالی و سطحی نمی‌توان احکام الهی را صادر کرد. ایشان با تفکیک میان مقام اجتهاد و مسئولیت خطیر افتاء، به تفاوت میان وظیفه شخصی مجتهد و به ذمه گرفتن دین مردم اشاره می‌کنند. در ادامه، با طرح نقش بسیار مهم تاریخ، شناخت شرایط اجتماعی و اقتصادی دوران صدور روایات و بررسی متون فقهی اهل سنت، نشان می‌دهند که توجه به فهم عرفی و قرائن حالیه تا چه اندازه در تغییر زاویه دید انسان و دقت در استنباط واقعی مسائل فقهی تأثیرگذار است.

اهمیت تاریخ و فهم عرفی در استنباط احکام فقهی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین لوازم و سختی‌های کار اجتهاد و افتاء پرداخته و تأکید می‌کنند که استنباط احکام دین و تمسک به اطلاقات کتاب و سنت، نیازمند تسلط کامل بر مبانی، روایات و مجموع آثار علمی است و با تتبعات اجمالی و سطحی نمی‌توان احکام الهی را صادر کرد. ایشان با تفکیک میان مقام اجتهاد و مسئولیت خطیر افتاء، به تفاوت میان وظیفه شخصی مجتهد و به ذمه گرفتن دین مردم اشاره می‌کنند. در ادامه، با طرح نقش بسیار مهم تاریخ، شناخت شرایط اجتماعی و اقتصادی دوران صدور روایات و بررسی متون فقهی اهل سنت، نشان می‌دهند که توجه به فهم عرفی و قرائن حالیه تا چه اندازه در تغییر زاویه دید انسان و دقت در استنباط واقعی مسائل فقهی تأثیرگذار است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اهمیت تاریخ و فهم عرفی در استنباط احکام فقهی

6
  • استاد: بله، چیز خاصی نیست، مهم نیست.

  • تلمیذ: پس مشکل فقط در مسائل حکومتی و از این قبیل است.

  • استاد: بله.

  • تلمیذ: یعنی در این موارد ظهور پیدا می‌کند؟

  • استاد: بله، در این مسائل اجتهاد کافی نیست. یعنی مسائلی که ممکن است اصلاً به مصالح کلی و سعادت و شقاوت یک فرد ارتباط داشته باشد. اما حالا مثلاً سبحان‌الله را سه‌تا بگویید یا دوتا بگویید یا مثلاً متنجّس اول منجّس است یا دوّم و امثال‌ذلک، اینها چیزی نیست و متعارف است. انسان این را از لسان روایات می‌فهمد. یک‌وقت روایات در یک قضایا و مسائلی هستند مثل مسائل دم و عرض و ناموس، و یک‌وقت هم در مسائلی هستند که انسان می‌فهمد که اصلاً خود حضرات نسبت به این قضایا قائل به تسامح شده‌اند و اصلاً اعتنا نکرده‌اند. مثلاً امام علیه‌السّلام به بیت الخلاء می‌رود، آب به دامنش می‌پاشد که اگر ترشح کرد بگوید که آب بوده است،1 اصلاً معلوم است که این‌قدر خود ائمه علیهم‌السّلام قائل به تسامح و اغماض و... هستند. حالا اگر آدم فتوا بدهد که متنجّس اول منجّس است یا نیست، به‌جایی برنمی‌خورد. برای مردم سهل هم بگیرد بهتر است و بیشتر خوششان می‌آید.

  • تلمیذ: آن‌وقت آیا ائمه مجبور بودند که این کار را در مقام تقیه بفرمایند و یا دلیل بر آن داشتند؟

  • استاد: ما باید این را بفهمیم.

  • تلمیذ: یعنی شناخت...

  • استاد: ما باید بدانیم که منظورشان چیست.

  • تلمیذ: این که باعث حرج می‌شود و از شریعت سهل و سَمحه در می‌آید!

  • استاد: نه.

  • تلمیذ: مگر اینکه ما بگوییم آنها دلیل بر این (کار) داشته‌اند.

  • استاد: کارِ شریعت سهله و سمحه، در ارتباط با مقلدین است؛ مقلد باید در سهولت باشد. اما چه کسی می‌گوید که مجتهد کارش به همین آسانی است؟! این‌طور نیست که مجتهد هر فتوایی را که بخواهد بدهد! هر برائتی را که بخواهد جاری کند! هر قاعدۀ حلّی را که بخواهد بگوید! بله، وقتی که قاعدۀ حلّ را تنقیح کردیم، این شریعت نسبت به مقلدین، شریعت سهله و سمحه است.

    1. . مستدرک الوسائل، ج ۲، تتِمّةُ کتابِ الطّهارةِ أبوابُ النِّجاساتِ و الأوانِی، باب 3، ص556 (با قدری اختلاف):
      «فِقهُ الرِّضا علیهِ السّلامُ و نروِی أنّ قلیل البَولِ و الغائِطِ و الجَنابةِ و کثیرَها سَواءٌ لا بُدَّ مِن غَسلهِ إذا عَلِمَ بِهِ فإذا لم یعلَمُ بِهِ أصابهُ أم لم یصِیبهُ رَشَّ على مَوضِعِ الشّک الماءَ فإِنْ تَیقَّنَ أنّ فی ثوبِهِ نَجاسَةٌ و لَم یعلَم فِی أی مَوضِعٍ على الثّوبِ غَسَلَ کلَّهُ.»
/