کیفیت مختلف تعابیر فقهاء در ماهیت ارتداد
11تلمیذ: اعدامش از باب افشاء نیست، از باب این است که کفر است.
استاد: صحبت در این است که به این کفر نمیگویند، چون کفر ناشی از این میشود که یا اعتقاد خلاف توحید باشد یا اینکه اعتقاد خلاف توحید نباشد ولی کلام خلاف توحید باشد. حالا وقتی که اعتقاد توحیدی است، کلام هم منطبق بر آن اعتقاد است پس عین توحید است، چرا او را اعدام میکنند؟! بهخاطر کفر بودن نیست بلکه بهخاطر افساد است، چون بیان این مسئله موجب فساد است، موجب اختلاف است، موجب تشویش اذهان است، بهخاطر این مسئله او را اعدام میکنند و اشکال ندارد. اینطور نیست که شما هر کاری که میخواهید انجام دهید و موجب تشویش اذهان شوید، همانطور که ما در خیلی از مسائل و قوانین هم ممکن است که این کار را انجام دهیم.
تلمیذ: بحث مشکل شد! این بحث افسادی را که فرمودید، ما هم مسائلی را برای مردم میگوییم و بالأخره اغتشاش فکری ـ لااقلّش را ما میگوییم ـ ایجاد میکند.
استاد: یک نوع اغتشاش فکری است که اصل اعتقاد را ازبین میبرد اما یک نوع اغتشاش فکری است که مقدمۀ برای تصحیح است، این چه اشکالی دارد؟! منبابمثال تابهحال میدانستند که ماهی اوزونبرون حرام است، حالا شما میگویید که الآن ثابت شده است که ماهی اوزونبرون فلس دارد و خوردنش اشکال ندارد، این مسئله یک اغتشاش فکری بهوجود میآورد ولی اشکال ندارد، با این اغتشاش فکری که دین ازبین نمیرود. اغتشاش فکری به این میگویند که [در خصوص] یک نفر عامی ساده یا افراد جاهل که براساس معتقدات خودشان خدا و پیغمبر و دین و قرآن را طوری چیدهاند، شما از اول با مطرح کردن قضیۀ وحدت وجود موجب میشوید که او اصلاً نفهمد که چطور شد، دیگر نه خدا را دارد نه پیغمبر و نه چیزهای دیگر، بنابراین بین عمر و امیرالمؤمنین هیچ تفاوتی نمیگذارد! بهطورکلی این کار ازبین بردن دین مردم است و چهبسا این اغتشاش موجب اعدام هم است و این مسئلۀ خیلی مهمی است! حالا ما اعدام و غیر اعدامش را میگوییم که آیا هست یا نیست ولی صحبت در چیز دیگری است.

