کیفیت مختلف تعابیر فقهاء در ماهیت ارتداد
12درهرصورت باید با مردم [بهاندازۀ عقلشان صحبت کرد.] «نحن مَعاشِرَ الأنبياءِ اُمِرنا أن نُكلِّمَ النّاسَ على قَدرِ عُقولِهِم»،1 این مسئلۀ بسیار مهمی است! آنوقت حلاّج و امثال حلاّج از این قاعده تخطی کردهاند، لذا این مشکلات هم برای آنها بهوجود آمد! آن قاضی طبق شرع میگوید که الآن حکمش مطابق با اعدام است چون کفر گفته است ـ حالا باطنش هرچه باشد ـ اما مثلاً اگر همین حلاّج را بهدست ما میدادند، وقتی که این حرف را میزد، ما به حلاّج میگفتیم که آقاجان ما قبول داریم، اعتقاد و کلامت صحیح است اما این کلام شما مفسد است، زبانت را ببند، اگر زبانت را نبندی حبست میکنیم تا موقعی که بمیری! در چهار دیواری حبسش میکردیم تا بمیرد اما اعدامش نمیکردیم.
لزوم رعایت حکم ظاهر با حکم باطن در این عالم
اگر هم یکوقت کار به اعدام میرسید یعنی چارهای نبود، این کار را هم انجام میدادیم، بهجهت اینکه باید حکم ظاهر با حکم باطن در این عالم رعایت شود، نباید بین باطن و ظاهر خلط شود. ما چه میدانیم؟! بله، اگر قرار بر این باشد که او نتواند زبانش را ببندد و در حالی است که در آن حال نمیتواند خودش را کنترل کند و نمیتواند خودش را ضبط و حفظ کند، خدا حکم به قتلش میدهد، چه اشکال دارد که خدا هم این حال را به او داده است و هم گفته است که او را بکشید؟! مثل اینکه خدا عقرب را داده است و گفته است که او را بکشید یا حیّه و افعی را داده است و به افراد گفته است که او را بکشید یا برغوث2 را داده است و گفته است که او را بکشید. یعنی دو جهت باید بهجای خود محفوظ باشند؛ جهت تکوین بهجای خود و جهت تشریع هم بهجای خود. اینکه حالا این مطلب صحیح است پس این اقدام نباید انجام شود، نهخیر! این مطلب غلط است!
- . الکافي، ج ۱، کتاب العقل و الجهل، ص ۲۳، ح 15.
- . لغتنامه دهخدا: «کیک، کک»

