کیفیت مختلف تعابیر فقهاء در ماهیت ارتداد
13حالا عبارتی که ایشان در مجمع البرهان دارند عبارت بسیار متقنی است! میفرمایند:
إذ الظاهر أنَّ دليلَ كُفره هو إنكارُ الشريعةِ و إنكارُ صدق النبي صلّى الله عليه و آله و سلّم مثلاً في ذلك الأمر مع ثُبوتِه يَقيناً عنده، فليس أنَّ كُلُّ مَن يَنكر مُجمعاً عليه، يكفر.1
این مسئله یقیناً برای او ثابت باشد. اینطور نیست که هر کسی یک مجمعٌعلیه را انکار کند کافر است! خود بنده اصلاً هیچ اجماعی را قبول ندارم، این فتاوای اجماعی که از زمان شیخ طوسی به بعد هست، هیچکدام را قبول ندارم! قبول ندارم، یعنی اجماع را قبول ندارم! اینطور نیست که فتوا را قبول نداشته باشم! ممکن است که فتوا صحیح باشد. یکوقت مسئله ضروری دین است و یکوقت هم مسئله مجمعٌعلیه است. در مجمعٌعلیه یک مورد هم نداریم ـ اگر داریم، شما بیاورید ـ که در یک مسئله فقهاء اجماع کرده باشند و مخالف نداشته باشند. و اگر هم باشد، همه ضروریِ دین است مثل وجوب صوم، وجوب صلاة فجر یا وجوب حج که همۀ اینها جزء ضروریات هستند، اما مسائل اجماعی که ثبوت آنها بهواسطۀ اجماعِ فقهاء ثابت شود، ما یک اجماع نداریم!
حصول علم، مدار ثبوت کفر
فإنَّ المدارَ على حصولِ العلمِ و الإنكار و عدمه، إلاّ أَنَّه لما كانَ حصولُه في الضروريِّ معلومًا غالبًا جَعَلَ ذلك مدارًا و حكموا به.2
مدار این است، مدارِ ثبوت کفر، بر حصول علم است. شخص منکر باید عالم باشد بر اینکه این اجماعی است، یعنی ضروری دین است یا ضروری دین نیست. «إلاّ أَنَّه لما كانَ حصولُه في الضروريِّ معلومًا غالبًا جَعَلَ ذلك مدارًا و حكموا به» از آنجایی که غالباً این مجمعٌعلیه ضروری است لذا در تعبیر از کفر، انکار ضروری را لحاظ کردهاند و گفتهاند که ثبوت کفر بهواسطۀ انکار ضروری محقق میشود؛ والاّ ممکن است که ضروری باشد و شخص عالم نباشد. اگر اینطور باشد، دراینصورت منافات ندارد.
تلمیذ: حالا میشود بگوییم که ضروری برای همین شخص ـ کسی که منکر است ـ هم باشد.
- . مجمع الفائدة، ج 3، ص 199.
- . همان.

