کیفیت مختلف تعابیر فقهاء در ماهیت ارتداد
17استاد: بله، ایشان خیلی احتیاط میکرد.
تلمیذ: آیا این احتیاطات وجهی دارد؟ ظاهراً نباید به بعضی احتیاطها هم توجه کرد.
استاد: نفس فهم از شریعت دلیل نمیشود بر اینکه استقامتی در همۀ موارد وجود داشته باشد؛ چون یکوقت فهم به حقیقت و متن دین میرسد، یکوقت هم فهم به متن دین نمیرسد بلکه فقط به ظواهر است، آنوقت احتیاط هم خودش جزء همین ظواهر است. یعنی احتیاط هم یک عمل ظاهری میشود. منبابمثال برای کشتن یک پشه احتیاط میشود اما برای کشتن پسر پیغمبر نه! یا منبابمثال خوارج شکم یک زن را پاره میکنند و بچهاش را بیرون میآورند و میگویند که آیا بچهات پسر است یا دختر؟! بیرون میآوریم تا اینکه ببینیم کدام است! یعنی این احتیاط چون یک احتیاط ظاهری است و واقعی و حقیقی نیست، درواقع ذهن را خشک و جامد میکند. خود شما مشاهده میکنید دیگر! من یکوقت [صورت] برهانی این قضیه را مطرح کردم. جایی بود که یک دکمۀ یقه بستن را که اینهمه بحث میکردند که هر کسی باز کند محارب امام زمان علیهالسّلام میشود که بعضیها درآورده بودند، من گفتم که بر این دکمه بستن چه مصالحی بار میشود و بر نبستن آن چه مفاسدی بار میشود؟! اگر شما آدم محتاطی بودید و میخواستید واقعاً به عقلتان عمل کنید، هیچوقت مفاسد بر این نبستن را که یک در هزار است، درمقابل مصالح بستن نمیگذاشتید که حالا اگر اینطور باشد بهتر است! یک «بهتر بودن» را میگیرند اما این مفاسد عجیب و غریبی را که بر این مترتّب است نمیفهمند! یعنی ادراک این قضیه برای اینها مشکل است.
این افراد هم همینطور هستند. یعنی احتیاط در یک قضیه مثلاً نرفتن در خیابان که گرد به او نخورد این احتیاط است اما همین مثالی که ایشان زدند مخالفت کردن با یک جریان که دشمن چقدر نفع برد و ایشان به دیدن آقای خمینی در نجف نرفتند و رسم بر این بود که ایشان برود. وقتی که آقای مصطفی خمینی از دنیا رفت، خود آقای خمینی صاحب عزا است و کسی که وارد میشود باید به دیدن او برود، بهعنوان دیدن نرفتند و دشمن چقدر از این قضیه سوء استفاده کرد و بهره برد و امثالذلک! قضیه چطور میشود که در چنین مسئلۀ به این مهمی احتیاط نمیکنید؟! لازم است که شما در اینجا احتیاط کنید!

