کیفیت مختلف تعابیر فقهاء در ماهیت ارتداد
18معلوم میشود که مسئله اینطور نیست، موارد متفاوت است، چون مدرکات فقط مدرکات سطحی است. و چون عمق ندارد، لذا حقایق حوادث بهصورت هل واقعیه برای انسان جلوه نمیکند و بهوجود نمیآید. لذا در اینجا توجیه میکند و میگوید که رفتن من تأیید است و بزرگ کردن است و امثالذلک. اینجا اینطور توجیه میکند، آنجا آنطور توجیه میکند. اینها بهخاطر نرسیدن به حقیقت قضیه است.
لذا همۀ این احتیاطها مسائل ظاهر هستند؛ یعنی احتیاط از بطن، حقیقت، سرّ و نور باطن سرچشمه نمیگیرد تا اینکه این احتیاط بتواند در سایر مسائل هم ظهور و بروز داشته باشد، بلکه براساس تفکر است و از مرحلۀ ظاهر تجاوز نمیکند، فقط یک تعبّد خشک است ولو بَلَغَ ما بَلَغ یعنی ولو اینکه خیلی هم احتیاط شود. گاهیاوقات اصلاً احتیاط به وسواس میرسد، یعنی این احتیاط باعث یک وسواس عجیبی میشود که خود آن خلاف احتیاط است؛ مثلاً احتیاط میکند و وضویش ظهر تا عصر طول میکشد اما نمیداند که فقط عمرش تلف شده است، پدرش درآمده است، وقتش تضییع شده است، بهخاطر یک وضو هزاران کار حرام مرتکب میشود تا اینکه مثلاً لای ناخن آب برسد و... . تمام اینها احتیاط ظاهر است یعنی همه در مرحلۀ وسواس است.
دلالت نداشتن احتیاط بر تدیّن شخص محتاط
لذا اصلاً احتیاط، دلالت بر تدیّن نمیکند! بههیچوجه! احتیاط، دلالت بر نفهمی میکند! کجا دلالت بر تدیّن میکند؟! نفهمی است!
اللهم صلّ علیٰ محمد و آل محمد

