کیفیت مختلف تعابیر فقهاء در ماهیت ارتداد
9بناءًعلیٰهذا اصلاً مسئلۀ ما در باب ارتداد صورت دیگری پیدا میکند؛ یعنی اصلاً کسی که در مقام عناد نیست و انکار حکمی از احکام میکند ولو ضروری، اصلاً ثبوتاً هم کافر نیست، ثبوتاً هم مرتد نیست، بلکه معتقدش این است طبق ادلّه به این مطلب رسیده است که این مسئله وجود ندارد، مثلاً طبق ادلّه به این رسیده است که مُتِنَجّس، مُنَجِّس نخواهد بود ولو اینکه تابهحال همه این را ضروری میشمارند، یا مثلاًطبق ادلّه به این رسیده است که عصیر متخذ من النبیذ نجس نیست درحالیکه خیلی از فقهاء [قائل به نجس بودن آن هستند].
تلمیذ: حالا استلزام قصدی هم نباشد استلزام عرفی که هست!
استاد: چرا استلزام عرفی باشد؟!
تلمیذ: بالأخره در عرف میگویند که این آقا خلاف ضرورت عمل میکند.
استاد: خلاف ضرورت عمل کند! شما خلاف ضرورت را استنباط کردید، ما هم از احکام استنباط کردیم، ما که خواب ندیدهایم یا مثل جوجه که از تخم بیرون نیامدهایم که یکدفعه همینطور فتوا دهیم! همانطور که الآن اینطور فتوا میدهند!
تلمیذ: الآن میفرمایند که این آقا کاری میکند که اسلام آن را نگفته است.
استاد: نه، ایشان هم میگوید. میگوید: مطلبی را که من الآن میگویم، همان استفادهای را کردم که فقهای شما تابهحال همین استفاده را میکردند. یعنی مرجع واحد، ادلّه واحد، سنن واحد است، او یکنحوه میفهمد و من یکنحوه میفهمم، این که اشکال ندارد! صحبت در این است که انسان در مقام انکار و عناد و امثالذلک برآید. لذا ما از فتاوی مخالفی که مطرح میشود، استقبال میکنیم و صرفاً در مقام انکار برنمیآییم تا اینکه مسئله برای ما روشن شود که چه علتی باعث شده است. بله، یکوقت هوای نفس باعث شده است که فتوا دهند، و حتی میگویند که موسیقی هم که در رادیو و تلویزیون هست، دیگر موسیقی شادی نیست و خوب است که بهتر و خیلی عالیتر از آن را بگذارند و امثالذلک. مشخص است که شخصی که چنین حرفی میزند، دیگر از ابده بدیهیات است که با ادلّه [مخالفت میکند!] کسی که این را حرام نداند پس موسیقی حرام به چه میگوید؟!

