
عبارات مختلف فقهاء در باب انکار ضروری (1)
بررسی نقش علم و شبهه در تحقق ارتداد
بحث درباره شرایط تحقق کفر و ارتداد ناشی از انکار احکام ضروری دین است و اینکه آیا نفسِ انکارِ ضروری بهطور مطلق موجب کفر میشود یا استلزام آن به انکار نبوت و رسالت شرط است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تبیین آراء فقهی، نقش علم و عناد منکر را در این زمینه بررسی میکنند و توضیح میدهند که اگر انکار از روی شبهه یا جهل باشد، حکم ارتداد ثابت نمیشود. در ادامه، مباحثی پیرامون تلازم میان انکار منکر و انکار نبوت، و همچنین تحلیل استدلالهای فقهی مطرح در کلمات صاحب جواهر ارائه میشود و در پایان، به برخی نکات تاریخی و اعتقادی مرتبط با این مباحث پاسخ داده میشود.
عبارات مختلف فقهاء در باب انکار ضروری (1)
توضیحات:
بحث درباره شرایط تحقق کفر و ارتداد ناشی از انکار احکام ضروری دین است و اینکه آیا نفسِ انکارِ ضروری بهطور مطلق موجب کفر میشود یا استلزام آن به انکار نبوت و رسالت شرط است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تبیین آراء فقهی، نقش علم و عناد منکر را در این زمینه بررسی میکنند و توضیح میدهند که اگر انکار از روی شبهه یا جهل باشد، حکم ارتداد ثابت نمیشود. در ادامه، مباحثی پیرامون تلازم میان انکار منکر و انکار نبوت، و همچنین تحلیل استدلالهای فقهی مطرح در کلمات صاحب جواهر ارائه میشود و در پایان، به برخی نکات تاریخی و اعتقادی مرتبط با این مباحث پاسخ داده میشود.
عبارات مختلف فقهاء در باب انکار ضروری (1)
8تلمیذ: یعنی آیا اگر حضرت صلح نمیکردند شیعه [از بین رفته بود]؟
صلح امام حسن علیهالسّلام موجب بقاء نسل شیعه
استاد: نسل ازبین رفته بود. یعنی یک مؤمن و شیعه باقی نمیماند! این قضیۀ صلح امام حسن علیهالسلام خیلی عجیب است! یعنی آدم واقعاً نمیتواند مظلومیت امام حسن را ادراک کند! مظلومیت امام حسین علیهالسلام مظلومیتی نبوده که قابل ادراک نباشد! بالأخره گرفتند و کشتند، حضرت هم خیلی با شهامت و شجاعت ایستاد اما امام حسن را متهم به بیعرضگی کردند! این خیلی عجیب است! حتی یکی از اصحاب امام حسن مثل جابر بن عبدالله آمد و به امام حسن گفت: «السّلام علیک یا مذّللَّ المؤمنین!»1 خیلی عجیب است! یعنی تمام بدبختیهایی که برای ما آمده از دست تو آمده است! تمام بیچارگیها و تمام تحقیرها بهواسطۀ تو آمده است! این خیلی است! یعنی اصحاب بیایند و اینطور بگویند! بقیه بمانند! حالا این اصحاب را داشته باشید! ماشاءالله آدم از شعورشان کیف میکند که اینها چه شعوری دارند! میگویند: السّلام علیک یا مُذّللَّ المُؤمنین! واقعاً عجیب است! تاریخ نوشته است دیگر!
تلمیذ: آیا رُشَید نبود؟! من جایی ندیدم که جابر گفته باشد.
استاد: رُشَید را نمیدانم. اینها که از اول اینطور نبودند! جابر پیر بوده اما رُشَید جوان بوده است، و بعداً رشید در زمان امام حسین علیهالسلام به مقامات خیلی بالایی رسید و کارهای عجیبی هم میکرد.
تلمیذ: در این قضیۀ کربلا آیا افرادی که قبل و بعد هم شهید شدند ملحق به آن هفتاد و دو نفر هستند؟ مثلاً ابنعفیف؟
استاد: بله، لذا حضرت میفرمایند که «السّلام علیک یا مسلم بن عقیل و یا هانی بن عروة».2
تلمیذ: یا آن افراد بنیاسد که آمدند تا اینکه کمک کنند اما جنگی قبل از عاشورا واقع شد و درگیر شدند و یکعده کشته شدند.
استاد: بله، آنها هم همینطور. من نرفتم ببینم ولی رفقا دیدهاند که در بالای مقام شهداء اسامی صد و بیست نفر را نوشتهاند.
- . مقاتل الطالبيين، ج 1، ص 44؛ بحار الأنوار، ج 44، ص 5۹ (با قدری اختلاف):
«قال: حَدَّثَنا السری بن اسماعیل عن الشّعبی عن سُفیانِ بنِ أبیلیلىٰ دَخَلَ حدیثُ بعضِهم فی حدیثِ بعضٍ و أكثر اللفظ لأبیعبیدة قالَ: أتیتُ الحسن بن علِی علیهِالسّلامُ حِینَ بایعَ مُعاوِیةَ فوَجَدْتُهُ بِفِناءِ دارِهِ و عِندَهُ رَهْطٌ فقُلتُ السّلامُ علیكَ یا مُذِلّ المُؤمِنِین. قال: ”و علیكَ السّلامُ یا سُفیانُ اِنزِل“ الحدیث.» - . زاد المعاد، ج ۱، ص 5۰۷
«رُوِی بِسندٍ مُعتبرٍ عن صفوان الجمّالِ قالَ: اِستأذَنْتُ الإِمامَ الصّادِقَ علیهِالسّلامُ لِزِیارةِ مولای الحُسینِ علیهِالسّلامُ و سألتُهُ أن یعَرِّفَنی ما أعْمَلُ عَلیهِ فقال: ... ”ثُمّ اِذْهَب بِاتِّجاهِ رِجلِ عَلِی الأكبرِ نَحوَ الشُّهداءِ و قُل مُخاطِباً لهُم: ... السّلامُ علیكُم یا أنصار أبِیعبدِاللّهِ الحُسینِ بنِ علِی بِأبِی أنتُم و أُمِّی طِبتُم و طابَتِ الأرضُ الّتِی فِیها دُفِنتُم و فُزتُم فَوزاً عَظیماً فیا لَیتَنی كُنتُ مَعكُم فأفُوزَ مَعكُم فی الجِنانِ مع النّبِیینَ و الصِّدِّیقینَ و الشُّهداءِ و الصّالِحِینَ و حَسُنَ أُولئِك رفِیقًا السّلامُ على مَن كانَ فِی الحائِرِ مِنكُم و على مَن لم یكُن فی الحائِرِ مَعَكُم خُصُوصًا سیدِی و مولای أبِیالفضلِ العبّاسِ بنِ أمِیرِالمُؤمِنِین و قاسِمِ بنِ الحسنِ و مُسلِمِ بنِ عقِیلٍ و هانِی بنِ عُروة و حبِیبِ بنِ مُظاهِرٍ و الحُرِّ الشّهِیدِ الرِّیاحِی السّلامُ علیكُم یا سادَاتی و مَوالِی جَمیعاً و رَحمةُ اللّهِ و بركاتُهُ“.»
- . مقاتل الطالبيين، ج 1، ص 44؛ بحار الأنوار، ج 44، ص 5۹ (با قدری اختلاف):
