
معیار ارتداد و تاثیر زمان و مکان در احکام
بررسی شبهه انکار ضروریات و تبیین تغییر مصادیق فقهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین معیارهای فقهی در باب ارتداد و شرایط حکم به کفر و خروج از دین میپردازند. بحث از اینجا شروع میشود که انکار برخی از احکام ضروری دین یا ارتکاب گناهان کبیره با تصور حلیت آنها، چه حکمی دارد و آیا بهتنهایی موجب ارتداد میشود یا خیر. در ادامه، با استناد به روایات مختلف، تفاوت میان انکار سادهی یک حکم به واسطه شبهه و انکار آگاهانهی رسالت پیامبر بررسی میشود و مرز میان این دو حالت مشخص میگردد. در بخش دوم، استاد به یکی از مسائل روز یعنی ادعای تاثیر زمان و مکان در تغییر احکام شرعی میپردازند و با ذکر مثالهایی مانند حجامت و اهداء خون، تبیین میکنند که زمان و مکان هیچگاه حکم الهی را تغییر نمیدهند، بلکه تنها شرایط تحقق و مصادیق خارجی موضوعات را فراهم میسازند. در نهایت، تفاوت میان جایگاه حاکم اسلامی و معصوم در جعل احکام و ضرورت مشورت حاکم با اهل خبره تبیین میشود.
معیار ارتداد و تاثیر زمان و مکان در احکام
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین معیارهای فقهی در باب ارتداد و شرایط حکم به کفر و خروج از دین میپردازند. بحث از اینجا شروع میشود که انکار برخی از احکام ضروری دین یا ارتکاب گناهان کبیره با تصور حلیت آنها، چه حکمی دارد و آیا بهتنهایی موجب ارتداد میشود یا خیر. در ادامه، با استناد به روایات مختلف، تفاوت میان انکار سادهی یک حکم به واسطه شبهه و انکار آگاهانهی رسالت پیامبر بررسی میشود و مرز میان این دو حالت مشخص میگردد. در بخش دوم، استاد به یکی از مسائل روز یعنی ادعای تاثیر زمان و مکان در تغییر احکام شرعی میپردازند و با ذکر مثالهایی مانند حجامت و اهداء خون، تبیین میکنند که زمان و مکان هیچگاه حکم الهی را تغییر نمیدهند، بلکه تنها شرایط تحقق و مصادیق خارجی موضوعات را فراهم میسازند. در نهایت، تفاوت میان جایگاه حاکم اسلامی و معصوم در جعل احکام و ضرورت مشورت حاکم با اهل خبره تبیین میشود.
معیار ارتداد و تاثیر زمان و مکان در احکام
5اما یکوقت میگوید که این احکام مربوط به زمان سابق است و اگر هم پیغمبر گفته است، مربوط به زمان خود پیغمبر بوده است؛ این کلام، انکار رسالت نیست. چه اشکال دارد؟! میگوید که الآن اعتقادم بر این است.
عدم تأثیر زمان و مکان در اجتهاد و فتوا
همین مسائلی که ممکن است امروزه مطرح کنند؛ تأثیر زمان و مکان در اجتهاد، فتوا، شرایط، محیط، خصوصیات، قضایا و بهطورکلی جوانبی که موجب میشوند فتوای فقیهی در یک زمان فرق کند. البته ما زمان، مکان، شرایط و امثالذلک را دخیل نمیدانیم؛ اینطور نیست که زمان و مکان تغییر دهند.
توصیۀ أکید به حجامت در روایات
حکم شرعی جَرح و اخراج دَم
منبابمثال راجع به جَرح و اخراج دَم که مثلاً اگر به حدّ منفعت باشد که همان حدّ حجامت و امثالذلک است، [اشکال ندارد.] در زمان خود ائمه علیهمالسّلام هم حجامت و اخراج دم مستحب بوده است و اتفاقاً روایات هم برای آن خیلی زیاد است؛ از امام رضا علیهالسّلام روایت داریم،1 از پیغمبر داریم،2 از امام صادق علیهالسّلام داریم که فصل حجامت ربیع است،3 فصل بسیار خوبی است و همین مسئله در طب قدیم خیلی مورد استفاده قرار میگرفته است و مشخص بوده است که منفعت محلّلهای بر این حجامت بار شده است و در روایات هم بر آن خیلی تأکید شده است، خود ائمه هم این کار را انجام میدادند و حجامت میکردند. ولی اخراج دَم برای غیر حجامت، منبابمثال اگر این اخراج دم موجب ضعف و مرض شود، شاید حرام هم باشد. اگر بخواهد مرضی را بیاورد، دیگر طبیعتاً حرام است.
حکم اهداء دَم
اما مسئلهای که در این زمان مطرح است اهداء دم میباشد که اگر فیحدّنفسه امری باشد، صرفنظر از حجامت و غیره مثلاً الآن ممکن است در بعضی از شرایط، حیات یک فرد جداً و واقعاً منوط به اهداء دَم باشد، طبعاً انسان دَم خودش را اهداء میکند و بعد هم با ادویه و یا با بعضی از مواد جایگزین میشود؛ مثلاً دوایی به او میدهند یا قرصهایی به او میدهند و یا ویتامینی به او میدهند که بهسرعت جبران میکند، یا مواد خونساز به او میدهند که زود جایگزین میشود. قضیۀ اهداء دم که در زمان سابق نبود؛ اگر آن موقع به شخصی میگفتند که یک مقدار از خون خودت را بده، شاید حکم به حرمت هم میشد ولی در این زمان نهتنها دربارۀ اهداء دَم حکم به حرمت نمیشود بلکه ممکن است در بعضی از موارد حکم به وجوب هم شود.
- . عيون أخبار الرضا عليه السّلام, ج 2، باب 31: فیما جاء عن الرضا علیهالسّلام من الأخبار المجموعة، ص 35، ح 83:
«و بِهذا الإِسنادِ قالَ: قال رسُولُ اللّهِ صلّى اللّهُ علیهِ و آلِهِ و سلّم: ”إِن یكُن فِی شیءٍ شِفاءٌ ففِی شَرْطَةِ حَجّامٍ أو شَربةِ عَسَلٍ“.» - . من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ابواب الطهارة، بابُ غُسلِ یومِ الجُمُعةِ و دُخُولِ الحمّامِ و آدابِهِ و ما جاء فِی التّنظِیفِ و الزِّینةِ، ص ۱۲6، ح 299:
«قال رسُولُ اللّهِ صلّى اللّهُ علیهِ و آلِهِ و سلّم: ”لَدّاءُ ثلاثةٌ و الدّواءُ ثلاثةٌ فأمّا الدّاءُ فالدّمُ و المِرّةُ و البَلغمُ فدَواءُ الدّمِ الحِجامةُ و دواءُ البلغمِ الحمّامُ و دواءُ المِرّةِ المَشِی“.» - . بحار الأنوار، ج 5۹، أبواب الأدویة و خواصها، باب 90، ص۳۰6، ح 1.
- . عيون أخبار الرضا عليه السّلام, ج 2، باب 31: فیما جاء عن الرضا علیهالسّلام من الأخبار المجموعة، ص 35، ح 83:
