
تبدل عقیده و عدم تحقق ارتداد
نقش حدیث رفع و جهل قصوری در احکام ارتداد
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی موضوع تبدل اعتقاد حق به عقیده مخالف و مسئله تحقق یا عدم تحقق ارتداد میپردازند. بحث از این نقطه آغاز میشود که احکام ارتداد به نفس ارتداد بازمیگردد و تغییر عقیده از روی جهل قصوری یا شبهه، موجب ارتداد نمیشود. در ادامه، استدلال به حدیث شریف رفع و فقرات «ما لا یعلمون» و «ما لا یطیقون» مطرح میشود تا اثبات شود جهل بدوی یا استمراری و همچنین شک در ضروریات دین، تکالیف و عقوبتهای ارتداد را برمیدارد. در بخش پایانی، تفاوت میان اعتقاد از روی شبهه و عناد با دین تبیین شده و نتیجه گرفته میشود که تا زمانی که عناد و خروج آگاهانه از دین ثابت نشود، حکم ارتداد بر مکلف بار نخواهد شد.
تبدل عقیده و عدم تحقق ارتداد
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی موضوع تبدل اعتقاد حق به عقیده مخالف و مسئله تحقق یا عدم تحقق ارتداد میپردازند. بحث از این نقطه آغاز میشود که احکام ارتداد به نفس ارتداد بازمیگردد و تغییر عقیده از روی جهل قصوری یا شبهه، موجب ارتداد نمیشود. در ادامه، استدلال به حدیث شریف رفع و فقرات «ما لا یعلمون» و «ما لا یطیقون» مطرح میشود تا اثبات شود جهل بدوی یا استمراری و همچنین شک در ضروریات دین، تکالیف و عقوبتهای ارتداد را برمیدارد. در بخش پایانی، تفاوت میان اعتقاد از روی شبهه و عناد با دین تبیین شده و نتیجه گرفته میشود که تا زمانی که عناد و خروج آگاهانه از دین ثابت نشود، حکم ارتداد بر مکلف بار نخواهد شد.
تبدل عقیده و عدم تحقق ارتداد
7ما که نمیتوانیم بهصرف اینکه بگویند: «ما نمیدانیم و قبول نداریم»، حکم به ارتداد کنیم! آیا شما ضروریتر از حج چیزی سراغ دارید؟! اگر به شما بگویند که ما حج را قبول نداریم، آیا فوراً آنها را به مسلسل میبندید؟! طالبان هم این کار را نمیکنند! باید مقداری با آنها تأمل و صبر کرد و خلاصه باید با آنها صحبت کرد.
بنابراین همانطور که عرض شد فقرۀ «ما لا یَعلمُونَ» حدیث رفع شامل جهل و شک بدوی و همینطور شک و جهل مرکب استمراری میشود درصورتیکه این جهل مرکب، عن تقصیرٍ نباشد بلکه عن قصورٍ باشد همانطور که قبلاً عرض کردیم. یعنی ادلّه برای او اینطور روشن شده است. تابهحال دلیل این افاده را میکرده و الآن افادۀ دلیل تغییر پیدا کرده است؛ این یک امر عادی است و هیچ اشکالی ندارد. حالا راجع به این قضیه زیاد صحبت نمیکنیم. فقط به این مقدار که «ما لا یَعلَمون»، هم به شک بدوی و همینطور به شک یا جهل استمراری هم سرایت دارد.
فقرۀ دومی که در حدیث رفع میتوانیم آن را مورد استشهاد قرار دهیم «ما لا یُطیقون» است. «الخطأُ و النّسیانُ و ما أُکرِهوا علیه و ما لا یَعلَمون و ما لا یُطیقُون»،1 «ما لا یُطیقون» یعنی آنچه در طاقت و توان آنها نیست و برای حصول به آن طاقت ندارند. این، هم در طاقت بدنی و در قوه و طاقت ظاهری و هم در طاقت و قوۀ معنوی و طاقت علمی ظهور دارد، در هردو ظهور دارد.
حکم روزۀ افرادی که صوم با طاقت آنها برابری میکند
مثلاً در مورد طاقت بدنی داریم که افرادی صوم از آنها برداشته میشود؛ ﴿وَعَلَى ٱلَّذِينَ يُطِيقُونَهُۥ فِدۡيَةٞ طَعَامُ مِسۡكِينٖ﴾.2 یعنی توان و قدرت اینها مساوی با صوم است، یعنی صوم با طاقت آنها برابری میکند، بین صوم و بین طاقت تساوی هست؛ وقتی که شب میشود و موقع افطار دیگر اینها طاقت ندارند، توان ندارند اینها باید فدیه دهند، اینها باید کفاره دهند. صوم برای افرادی واجب است که بعد از صوم و بعد از افطار هنوز طاقت دارند، آنها میتوانند این صوم را انجام دهند. آنوقت ما میتوانیم متفرعات کثیرهای را بر این مسئله بار کنیم.
- . الخصال، ج ۲، باب التسعة، رفع عن هذه الأمة تسعة أشیاء، ص 4۱۷، ح 9؛ وسائل الشیعة، ج ۱1، أبوابُ جِهادِ النَّفسِ و ما ینَاسِبُه، باب 56، ص 295، ح 1:
«عَن حَرِیز بن عبد اللّه عَن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال: قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم: ”رُفِع عن أمَّتی تِسعَةُ أشیاءَ؛ الخطأُ و النّسیانُ و ما أُکرِهوا علیه و ما لا یعلَمون و ما لا یطیقُون و ما أُضطُرّوا إلیه و الحسدُ و الطّیرةُ و التّفکرُ فی الوسوسةِ فی الخلق ما لم ینطِقْ بِشَفَةٍ.“» - . سوره بقره (2) آیه 184. انوار ملکوت، ج 1، ص 57:
«بر کسانی که توانایی روزه گرفتن را ندارند فدیه واجب گردیده که عبارت از طعام دادن به مساکین است»
- . الخصال، ج ۲، باب التسعة، رفع عن هذه الأمة تسعة أشیاء، ص 4۱۷، ح 9؛ وسائل الشیعة، ج ۱1، أبوابُ جِهادِ النَّفسِ و ما ینَاسِبُه، باب 56، ص 295، ح 1:
