توضیحی در باب روایت «النّاسُ فی سَعَةِ ما لا یَعلَمون» و قاعدۀ احسان
7استاد: طبعاً، بله.
تلمیذ: منظور از ضعفی که میفرمایید: «عقاب بر آن بار نمیشود» چیست؟
استاد: یکوقت ضعف بهنحوی است که مانع از احسان نیست و یکوقت ضعف بهنحوی است که مانع از احسان است. بله، یکوقت ضعف بهنحوی است که بهخاطر بیارادگی است، دراینصورت غلط میکند، باید اقدام کند!
تلمیذ: مثلاً شخص میخواهد ازدواج کند موانعی هست که به جنون میکشد، پول هم ندارد تا اینکه ازدواج کند، از اینطرف هم به جنون میکشد مجبور است زنا کند.
استاد: بله دیگر، این مسئله جزء مسائل و احکام ثانویه است و بحثی نیست.
تلمیذ: در این مورد اگر چنین شخصی را در موقع زنا بگیرند آیا نباید کاری با او داشته باشند؟!
استاد: بله، نباید کاری کنند.
تلمیذ: یعنی آیا فقهاء این را میگویند؟
خصوصیت زنایی که حکم زنا به آن تعلّق میگیرد
استاد: نگویند، ما به آنها کاری نداریم. قاعدهاش همین است. زنا همیشه در صورتی است که مسئلۀ استکبار باشد و استنکار باشد. آیا بر کسی که زنا کند درحالیکه حکم را نمیداند عقوبتی بار میشود؟! نه، چون جاهل است. کسی که زنا کند و مجبور باشد، مکرَه باشد، حکمی بر او بار نیست. کسی که زنا کند و مضطر، اضطراراً باشد، مجبَر باشد، حکمی بر او بار نیست. همۀ اینها جزء مواردی هستند که حدیث رفع شامل آنها میشود. در مورد احسان هم همینطور است. شخص در اینجا میخواهد که مخالف با رضای خدا نباشد و از آنطرف فرض کنید که حفظ جان واجب است و موقعیت واجب است. خصوصیاتی که برای فردی هست و او را به این جهت میکشاند، قطعاً مخالف با احسان نیست.
تلمیذ: یعنی خیلی از گناهها، گناه نیستند.
استاد: گناه نیست، بلکه گناه در مقام استکبار است.
گربهای گوشت شخصی را خورده بود، شخص گفت: «تا وقتی که تو را نخورم رهایت نمیکنم!» با خودش فکر کرد که چهکار کند، گربه را در یک کیسه انداخت و به بیابان رفت، اینقدر رفت تا مُشرِف بر موت و هلاکت شد، گفت: «دیگر الآن أکل میته جایز است!» سر گربه را برید! إنشاءالله آنجا حلالش هم پیدا میشود!!

