جلسه ۱۵
13در اینجا آیه میفرماید که اَلَّذِينَ آتَيْنٰاهُمُ اَلْكِتٰابَ يَعْرِفُونَهُ كَمٰا يَعْرِفُونَ أَبْنٰاءَهُمُ یعنی اینقدر یقین بر این مسأله دارند، اَلَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لاٰ يُؤْمِنُونَ آن کسانی که به خودشان ظلم کرده اند، یعنی چه؟ یعنی باطن آنها می بیند مسأله را، اینها برای باطنشان پرده میاندازند، حجاب میاندازند و نمیگذارند این باطن در مقام بیان بیاید. کسی که مرتّد هست، کسی که [انکار] می کند، باطن را میبیند چیز دیگری است ولی ظاهر را چیز دیگری بیان میکند، حقیقت را در باطنش احساس می کند ولی در مقام ظاهر می آید استکباراً و علواً و ظلماً مطلب را جور دیگری مطرح میکند. همان آیه در اینجا میبینیم میآید وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ اِفْتَرىٰ عَلَى اَللّٰهِ كَذِباً بر خدا دروغ میبندند أَوْ كَذَّبَ بِآيٰاتِهِ یا بیاید آیات را تکذیب کند بگوید اینها دروغ است، اینها دروغ است، ولایت امیرالمومنین دروغ است، میداند ولایت امیرالمومنین را و میآید انکار میکند إِنَّهُ لاٰ يُفْلِحُ اَلظّٰالِمُونَ بعد میآید پایین …..اُنْظُرْ كَيْفَ كَذَبُوا عَلىٰ أَنْفُسِهِمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مٰا كٰانُوا يَفْتَرُونَ ﴿الأنعام، ٢٤﴾ ببین چگونه اینها بر خودشان دارند دروغ میبندند، چطور انسان بر خودش دروغ می بندد؟ کیفیت استدلال چطوری است؟ یعنی باطن آنها مطلبی را می گوید، باطن آنها حاکی از یک مسألهای است، ظاهر آنها حکایت از خلافش را میکند، این را میگویند کذب بر خود.
یک وقتی کذب بر غیر است، فرض کنید که شما مطلبی را گفتهاید، من میآیم خلاف را بیان میکنم، میگویم آقای فلانی این مطلب را این طور گفت، خب این کلامی را که من نقل کردهام با آن کلامی که فلانی گفته دوتاست، این کذب بر دیگران است. در کذب بر دیگران این است که انسان مطلبی را که شخصی گفته بیاید خلافش را نقل بکند. کذب بر پیغمبر این است که مطلبی را که پیغمبر فرموده، انسان بیاید خلافش را نقل بکند. کذب بر شخص این طور است.

