اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

معیار تحقق عقاب و حرمت در افعال مکلف

نقش استکبار و جحد در ثبوت مسئولیت شرعی

14٬300
فقه

در این مبحث، آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین معیارهای شرعی ثبوت عقاب و مسئولیت بر اعمال مکلفان می‌پردازد. مبحث از بررسی روایات مربوط به رفع حکم در صورت جهل و عدم علم آغاز شده و به قواعد فقهی مرتبط با احسان منتقل می‌شود. در ادامه، با استناد به آیات قرآن کریم پیرامون داستان سجده ملائکه و ابلیس و آیات مربوط به ارسال رسل، تفاوت میان خطاهای ناشی از قصور یا شبهه با مخالفتهای از سر استکبار و جحد تبیین می‌گردد. مسیر بحث نشان می‌دهد که عقاب و تبعات دنیوی و اخروی، مترتب بر جهل یا اشتباه نیست، بلکه تنها در جایی محقق می‌شود که مخالفت با حکم شرعی از روی علم به واقع و همراه با استکبار، ظلم و انکار درونی باشد. در پایان نیز برخی فرعیات فقهی پیرامون ضمان واسطه در استیجار بر عبادات بررسی می‌شود.

معیار تحقق عقاب و حرمت در افعال مکلف

توضیحات:

در این مبحث، آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین معیارهای شرعی ثبوت عقاب و مسئولیت بر اعمال مکلفان می‌پردازد. مبحث از بررسی روایات مربوط به رفع حکم در صورت جهل و عدم علم آغاز شده و به قواعد فقهی مرتبط با احسان منتقل می‌شود. در ادامه، با استناد به آیات قرآن کریم پیرامون داستان سجده ملائکه و ابلیس و آیات مربوط به ارسال رسل، تفاوت میان خطاهای ناشی از قصور یا شبهه با مخالفتهای از سر استکبار و جحد تبیین می‌گردد. مسیر بحث نشان می‌دهد که عقاب و تبعات دنیوی و اخروی، مترتب بر جهل یا اشتباه نیست، بلکه تنها در جایی محقق می‌شود که مخالفت با حکم شرعی از روی علم به واقع و همراه با استکبار، ظلم و انکار درونی باشد. در پایان نیز برخی فرعیات فقهی پیرامون ضمان واسطه در استیجار بر عبادات بررسی می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

معیار تحقق عقاب و حرمت در افعال مکلف

6
  • آیاتی که در اینجا هستند:

  • ﴿لَّيۡسَ عَلَى ٱلضُّعَفَآءِ وَلَا عَلَى ٱلۡمَرۡضَىٰ وَلَا عَلَى ٱلَّذِينَ لَا يَجِدُونَ مَا يُنفِقُونَ حَرَجٌ إِذَا نَصَحُواْ لِلَّهِ وَرَسُولِهِۦ مَا عَلَى ٱلۡمُحۡسِنِينَ مِن سَبِيلٖ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾1 ﴿إِنَّمَا ٱلسَّبِيلُ عَلَى ٱلَّذِينَ يَسۡتَ‍ٔۡذِنُونَكَ وَهُمۡ أَغۡنِيَآءُ رَضُواْ بِأَن يَكُونُواْ مَعَ ٱلۡخَوَالِفِ وَطَبَعَ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ فَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ﴾.2

  • ما می‌بینیم که تکلیف بر احسان در اینجا ایجاب نشده است بلکه تکلیف بر عدم احسان است. احسان یعنی کسی که در مقام استجلاب رضای پروردگار، خود را در معرض اتیان به تکلیف قرار می‌دهد و در معرض اتیان به حکم و اوامر و نواهی شارع قرار می‌دهد؛ هذا محسنٌ ولکن نمی‌تواند چون داریم: ﴿عَلَى ٱلضُّعَفَآءِ﴾ در آیۀ ﴿لَّيۡسَ عَلَى ٱلضُّعَفَآءِ وَلَا عَلَى ٱلۡمَرۡضَىٰ وَلَا عَلَى ٱلَّذِينَ لَا يَجِدُونَ مَا يُنفِقُونَ حَرَجٌ إِذَا نَصَحُواْ لِلَّهِ وَرَسُولِهِۦ مَا عَلَى ٱلۡمُحۡسِنِينَ مِن سَبِيلٖ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾.

  • در مقام احسان قرار می‌دهند، یعنی در مقام عمل به تکلیف و در مقام استجلاب رضای پروردگار قرار می‌دهند اما به‌واسطۀ شرایط و موانعی نمی‌توانند انجام دهند، لیس علیهم سبیلٌ، چیزی بر اینها نیست، عقابی نیست، ترتّب حکمی بر اینها نیست. می‌بینیم که در اینجا حکمی علیه آنها مترتّب نشده است. حکم بر چه کسی مترتّب است؟ علیه چه کسی مترتّب است؟ سبیل علیه چه کسی مترتّب است؟ ﴿عَلَى ٱلَّذِينَ يَسۡتَ‍ٔۡذِنُونَكَ وَهُمۡ أَغۡنِيَآءُ رَضُواْ بِأَن يَكُونُواْ مَعَ ٱلۡخَوَالِفِ﴾ یعنی اینها می‌خواهند در مقام استنکار و استعلاء از حکم تخطّی کنند.

  • بنابراین استفاده‌ای که ما از این آیه می‌کنیم این است که همیشه تکلیف، رقبۀ آن مکلفی را می‌گیرد ـ تکلیف یعنی عواقبی که بر آن تکلیف بار می‌شود، مثل عقاب و احکام مترتّبۀ بر این احکام دنیوی، عقاب دنیوی و عقاب اُخروی ـ که در مقام احسان نباشد بلکه در مقام تخطّی باشد و در مقام سرپیچی باشد و در مقام استنکار و استکبار باشد. اگر در آن مقام باشد تکلیفی متوجه نیست.

  • تلمیذ: در مسائلی که افراد به‌خاطر ضعف قوای درونی تخطّی می‌کنند و یک‌سری عواقب هم چه در دنیا و چه در آخرت برایش مترتّب است.

    1. . سوره توبه (9) آیه 91.
    2. . سوره توبه (9) آیه 93.
/