
بررسی دلالت آیات بر ابراز نظریات مخالف
بحث درباره جواز طرح نظریات و اقوال مخالف در مجامع علمی و استناد به آیات قرآن کریم از جمله آیه شریفه استماع قول احسن است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی آیات مرتبط با تحقق موضوع ارتداد و ترتب آثار آن میپردازند. مباحث از استماع اقوال مختلف و ضرورت مقایسه آنها با معارف قرآن و اهلبیت علیهمالسلام آغاز شده و به تفاوت میان ابراز عقیده بدون غرض و سوءقصد با افعال تخریبی و افساد در جامعه میرسد. در ادامه، دلالت آیات دیگر درباره کذب، افترا و تفاوت میان متکلم کاذب و کلام صحیح بررسی میشود و ضوابط شرعی و عقلایی در مواجهه با اندیشههای مخالف تبیین میگردد. هدف از این مباحث، گستردن افق فقه و شناخت دقیق مبانی تشریعی در برخورد با نظرات گوناگون است.
بررسی دلالت آیات بر ابراز نظریات مخالف
توضیحات:
بحث درباره جواز طرح نظریات و اقوال مخالف در مجامع علمی و استناد به آیات قرآن کریم از جمله آیه شریفه استماع قول احسن است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی آیات مرتبط با تحقق موضوع ارتداد و ترتب آثار آن میپردازند. مباحث از استماع اقوال مختلف و ضرورت مقایسه آنها با معارف قرآن و اهلبیت علیهمالسلام آغاز شده و به تفاوت میان ابراز عقیده بدون غرض و سوءقصد با افعال تخریبی و افساد در جامعه میرسد. در ادامه، دلالت آیات دیگر درباره کذب، افترا و تفاوت میان متکلم کاذب و کلام صحیح بررسی میشود و ضوابط شرعی و عقلایی در مواجهه با اندیشههای مخالف تبیین میگردد. هدف از این مباحث، گستردن افق فقه و شناخت دقیق مبانی تشریعی در برخورد با نظرات گوناگون است.
بررسی دلالت آیات بر ابراز نظریات مخالف
20استاد: بله، درست است.
تلمیذ: اگر در مقام ارتداد باشد، دیگر استماع غلط است.
استاد: بله دیگر، بعد از ارتداد دیگر استماع معنا ندارد.
تلمیذ: ... ؟
استاد: بله دیگر.
تلمیذ: ... بهخاطر همین برداشت غلط از معنای ارتداد است درحالیکه به قول ایشان سیرۀ عقلایی هم هست که مردم هم این کار را میکنند. قرآن هم ارشاد به همین است.
استاد: بله دیگر، ارشاد است.
تلمیذ: پس نمیتوان همیشه به هر سیرهای بین مسلمین تمسک کرد؟
استاد: نهخیر، سیره باید عقلایی باشد.
تلمیذ: سیرۀ متشرّعه را عرض میکنم.
استاد: باید ببینیم منشأ متشرّعه چیست و به منشأ آن باید نگاه کنیم. خیلی از مسائل خلاف بهعنوان سیره یک امر عادی میشود.
تلمیذ: وقتی در اجماع آن حرف باشد، به طریق اولیٰ در سیره حرف است.
استاد: بله دیگر. شما کتاب خلاف شیخ طوسی را نگاه کنید، در هر قضیهای میگوید: اجماع مسلمین، درحالیکه سی نفر مخالفت کردهاند! هرچه باشد میگوید: اجماعی است!
تلمیذ: اسم کتاب خلاف است، باید خلاف بگوید دیگر!
استاد: اینها بزرگانی بودند، زحمت کشیدهاند.
تلمیذ: قصد جسارت نداشتم.
استاد: جداً همین شیخ طوسی ... .
تلمیذ: آقای شربیانی اجماع مسلمین مرحوم شیخ را توجیه میکرد چون میخواست خلاف بین شیعه و عامه را بگوید، منظورش اجماع شیعه است یعنی ما درمقابل آنها قائل به قول آنها نیستیم و درمقابل آنها قول دیگری داریم، منظور از اجماعی که میگوید، اجماع شیعه است.
استاد: خیلی از فتاوای علماء موافق فتاوای اهل تسنّن است؛ مثلاً ابنزهره مخالف است و خیلی از فتاوای ابنعقیل مخالف است.
تلمیذ: چون خودشان مستبصر بودند، از فقه اهل سنت رنگ گرفتهاند ... .
استاد: رنگ گرفته باشند، بالأخره شیعه است و بهدنبال امیرالمؤمنین علیهالسلام است و فتوایش این است و نظرش این است.
تلمیذ: ذهنیتی که یک شیعه دارد با ذهنیتی که اهل سنت دارند خیلی فرق میکند. این ذهنیت معلوم نیست زمانی که مستبصر شد، پاک شده باشد.
استاد: الآن اهل تسنّن ماء بئر را متنجّس نمیدانند. مگر محقق حلّی فتوا نداد «و فی نجاسة ماء البئر تأمّلٌ»،1 علامه حلّی گفت که اصلاً طاهر است.2 حالا ما میگوییم که اگر ماء بئر متنجّس شود باید آنقدر از آن نزح ماء شود یعنی ما میبینیم که یک قضیۀ مسلّم و اجماعی تا زمان محقق حلّی، برگشت و فتوای اهل تسنّن شد چون بهطورکلی آنها ماء بئر را متنجس نمیدانند. علامه هم فتوا داد، آن دیگر خیلی ... ! حالا دلیلی که ما میآوریم دلیل خیلی محکمی است. علامه میگفت که ماء بئری نداریم که در حدّ کر نباشد و ادلّۀ کر در اینجا رفع تنجّس میکند. دلیل علامه این است ولی دلیل محکم علیه علامه این است که اگر قرار باشد ادلّۀ کر در اینجا معمولٌ بها باشد، اینهمه ادلّۀ نزح ماء بئر زمین میماند، این را چهکار کنیم؟! چون شما یک چاه پیدا نمیکنید که صددرصد آب آن اندازۀ کر نباشد آنوقت دیگر اینهمه روایات مربوط به نزح ماء بئر،3 غیر معمولٌ بها میشود! ما از اینجا میفهمیم که ادلّۀ نزح ماء در اینجا حاکم بر ادلّۀ کر است. روایت هم یکی یا دوتا نیست! روایات زیادی هستند و همۀ اینها لغو میشوند و این جواب قانع کنندهای است که حکم ماء بئر در اینجا با سایر میاه فرق میکند.
- . شرائع الاسلام، ج 1، ص 10:
«(وأما ماءُ البئرِ): فإنّه ینجسُ بتغیرِه بالنّجاسةِ إجماعًا. و هل ینجسُ بالملاقاةِ؟ فیه تردُّدٌ، و الأظهرُ التنجیسُ.» - . مختلف الشيعة، ج 1، ص 187.
- . الکافي، ج ۳، كِتابُ الطّهارةِ، بابُ البِئرِ و ما یقعُ فِیها، ص 5، ح 1:
«عن مُحمّدِ بنِ إِسماعِیل بنِ بزِیعٍ قال: كَتبتُ إِلى رجُلٍ أسألُهُ أن یسألَ أباالحسنِ الرِّضا علیهِالسّلامُ عنِ البِئرِ تكُونُ فِی المنزِلِ لِلوُضُوءِ فَتَقطُرُ فِیها قَطَراتٌ مِن بولٍ أو دمٍ أو یسقُطُ فِیها شیءٌ مِن عَذِرةٍ كالبَعرَةِ و نحوِها ما الّذِی یطَهِّرُها حتّى یحِلَّ الوُضُوءُ مِنها لِلصّلاةِ فوقّع علیهِ السّلامُ بِخطِّهِ فِی كِتابِی: ”تَنزَحُ مِنها دِلاءً“.»
؛ تهذیب الأحکام، ج ۱، كِتابُ الطّهارةِ، باب 11، ص ۲۳۷، ح 17:
«عن علِی بنِ یقطِینٍ عن أبِیالحسنِ مُوسى بنِ جعفرٍ علیهِماالسّلامُ قال: سألتُهُ عنِ البِئرِ تَقَعُ فِیها الحَمامةُ أوِ الدَّجاجَةُ أوِ الفأرةُ أوِ الكَلبُ أوِ الهِرّةُ فقالَ: ”یجزِیك أن تَنزَحَ مِنها دِلاءً فإِنّ ذلِك یطَهِّرُها إِن شاء اللّهُ تعالى“.»
- . شرائع الاسلام، ج 1، ص 10:
