جلسه ۱۶
12کذب آن است که نفس کلام، مطابق با واقع و نفس الامر نباشد. کلام کاذب به آن کلامی گفته میشود که آن کلام مطابق با نفس الامر نیست. نفس الامر غیر از این است و کلام غیر از این است.
اگر این کاذب وصف برای متکلم بشود یک معنای اخصی را پیدا میکند از این. متکلم کاذب یعنی متکلمی که در مقام کذب است.
اگر متکلم خودش اعتقاد به این مطلب داشته باشد و در عین حال، مطلب خلاف باشد، به او متکلم خاطی میگویند، نه متکلم کاذب.
متکلم کاذب به متکلمی میگویند که غرض بر کذب دارد.
پس اگر کذب به متکلم و به فاعل انتساب پیدا کرد معنایی دارد و اگر این کذب به کلام انتساب پیدا کرد معنای دیگری دارد.
خداوند متعال در اینجا میفرماید که وَ اَللّٰهُ يَشْهَدُ إِنَّ اَلْمُنٰافِقِينَ لَكٰاذِبُونَ نه واللَه یشهد اینکه این کلام کذب است، کلام کذب نیست. آن کلام لفظی که از دهان منافق بیرون میآید، آن کلام کذب نیست، آن کلام صحیح است و عین واقع است ولی فاعل آن کلام و متکلم آن کلام، کاذب است چرا؟ چون در اینجا کذب نسبت به فاعل داده شده. پس فرقی است بین اینکه کلام کاذب باشد یا متکلم کاذب باشد.
بنابراین ما میتوانیم از نظر منطقی، عکس نقیض این مسأله را صحیح بدانیم که:
کلّ متکلم بکلامٍ صحیحٍ با اعتقاد خلاف، این متکلم کاذب است. هر متکلمی که کلام او صحیح است ولی چون اعتقاد او خلاف است پس متکلم کاذب است. عکس نقیض آن این میشود کلّ متکلمٍ بکلامٍ فاسدٍ ولی با اعتقاد به صحیح، اعتقادش، اعتقاد صحیح باشد این هم در این صورت باز کاذب خواهد بود. یعنی اگر شخصی کلامی را که میگوید فاسد است اما خودش اعتقاد به [صحیح بودن کلامش] دارد، این عکس نقیض نیست، این هم مانند بالایی باز این متکلم کاذب خواهد بود چون کلام او با کلام [صحیح] نمیسازد. امّا اگر کل متکلم به کلامٍ فاسد با اعتقاد به این کلام، یعنی محکی این کلام هم در نفس که آن کلام نفسی هست، اگر این طور باشد فهو صادق. صادق است. نه اینکه کلام او صادق است،[نه،] کلام او کذب است، کلام، کلام کذب است ولی متکلم، متکلم صادقی هست. یعنی متکلم یک آدمی است رک است صریح است و میگوید معتقَد من این است و حرفم این است، این متکلم متکلم صادق است.

