ذکر بعضی آیات در تحقق موضوع ارتداد و ترتب آثار و احکام ارتداد
7این یکی از آیاتی بود که تصریح دارد بر اینکه در طرح یک نظریۀ مخالف اشکالی نیست. اینکه امروز میگویند که طرح نظریۀ مخالف موجب فساد جامعه است، چنین مطلبی نمیتواند صحیح باشد. حالا اینکه چطور ممکن است در یک جامعه تنش ایجاد کند، مطلب دیگری است. اگر شخصی غرض نداشته باشد، ابتدا حرفش را در یک مجامع علمی مطرح میکند. این حرف را به یک بچۀ پانزده ساله یا هفده سالهای نمیزند که اصلاً برّانی و راجل است و اطلاعی ندارد. اگر کسی غرض نداشته باشد ابتدا این حرف را در مجامع علمی و حوزوی و دانشگاهی مطرح میکند، این قضیه را در بین علماء طرح میکند، در میان افرادی که بیاطلاع هستند مطرح نمیکند تا اینکه ذهنشان را مشوّش کند. اگر اینها جوابش را دادند پس باید قانع شود اما اگر جوابش را دادند و درعینحال بعداً در سطح عموم مطرح کرد، معلوم میشود که این فرد غرض دارد.
پس به عبارت اول، این آیه طرح بیان مخالف را نسبت به مسئلهای بلامانع میداند؛ حالا هرچه میخواهد باشد. ﴿يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقَوۡلَ﴾، «الف و لام» در﴿ٱلۡقَوۡلَ﴾ هم «الف و لام» جنس است و جنس کلام را در اینجا اراده میکند؛ «الف و لام» عهد نیست.
تلمیذ: پس یعنی موردی ندارد و نمیتوانیم بهواسطۀ آیه ممنوعیت ایجاد کنیم.
استاد: بله دیگر. اصلاً نمیتواند صحیح باشد و فقط منحصر به آن موارد میشود؛ چون کلامی را که بیان میکند، یا خودش داخل در شرع است که همان کلامی است که آیه بیان میکند یا خارج از شرع است که طبعاً خواهینخواهی مخالف خواهد شد مثل حرفهایی که امروزه در جوامع حقوق بشر و عفو و امثالذلک میزنند، بهعنوان مثال میگویند که قطعکردن دست دزد مخالف با مسائل انسانی است، دزد را باید حبس کرد، نباید دستش را قطع کرد، باید ارشاد کرد، تربیت کرد، فلان کرد. این کلامی است که الآن مخالف با شرع است ولی بالأخره کلامی است که جای تأمل دارد، انسان تأمل کند، دقت کند، حالا اگر ما این کلام را در کنار کلام شرع گذاشتیم و عدالت اجتماعی را بهواسطۀ این احراز کردیم ... .

